میروم تا دیگری خلوت کند با عشق تو
عاشق ات بودم ولی دیگر به قران نیستم
عاشق ات بودم ولی ناجور سوزاندی مرا
نقره داغش میکنم دل را اگر یادت کند.
زندگی میکشد اخر به کجا کارت را
باید از دور تماشا بکنی یارت را
روز دیدار خودت را به ندیدن بزنی
شب ولی دوره کنی لحظه دیدارت را
گرمراترککنیمنزِغمتمیسوزم؛
آسمانرابہزمينجانخودتمیدوزم؛
گرمراترککنیترکنفسخواهمکرد؛
بیوجودِطُبدانخانہقفسخواهمکرد..