-دورم ز تو ای خسته خوبان چه نویسم؟
من مرغ اسیرم به عزیزم چه نویسم؟
ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد
با آن دل گریان به عزیزم چه نویسم؟:)-
من ندانستم از اول، که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن بِه، که ببندی و نپایی ...
یکی دردویکی درمان پسندد...
یکی وصل ویکی هجران پسندد...
من ازدرمان ودردووصل هجران...
پسندم آنچه راجانان پسندد...
مستم من و مستم من و مستم من و ای وای
در چشم تو انگار که صدجام شراب است
از عشق نوشتم من و دیدم که کسی باز
با یاد کسی سخت به دنبال طناب است
دیواره ی هر خانه که با عشق بنا شد
امروز عجیب است که از پایه خراب است
شیری ست همین عشق که می درّد و آخر
آهو که شوی کار تو هر لحظه عذاب است
یک شهر گرفتار رضاخان نگاهت
یک سلسله مو از لج تو غرق حجاب است