مستم من و مستم من و مستم من و ای وای
در چشم تو انگار که صدجام شراب است
از عشق نوشتم من و دیدم که کسی باز
با یاد کسی سخت به دنبال طناب است
دیواره ی هر خانه که با عشق بنا شد
امروز عجیب است که از پایه خراب است
شیری ست همین عشق که می درّد و آخر
آهو که شوی کار تو هر لحظه عذاب است
یک شهر گرفتار رضاخان نگاهت
یک سلسله مو از لج تو غرق حجاب است
تو هم شاید مرا در یاد میآری به دشواری
و از من خاطرات مبهمی داری به دشواری
تو شاید عاشقم هستی و مغروری، نمیگویی
تو مغروی که از دلتنگی و دوری نمیگویی
تو هم دلتنگی و هم بیقراری در خیالاتم
تو من را دوست داری عاشق این احتمالاتم
گل سرخم چرا پژمرده حالی
بیا قسمت کنیم دردی که داری
بیا قسمت کنیم پیشش به من ده
که تو کوچک دلی طاقت نداری