eitaa logo
^تاسیان^
110 دنبال‌کننده
121 عکس
72 ویدیو
0 فایل
«تاسیان: پژواکِ سکوتِ ابدی.» «هم‌نشینانِ سایه‌ها؛ میراثِ نجوای فراموش‌شده.»
مشاهده در ایتا
دانلود
‍        شبيہ عشق ممنوعے، درون سينه‌اے حبسم        من آن احساس پنهانم ڪہ از ابراز می‌ترسم
کودتا کردی و رفتی و من اعدام شدم لشکر خاطره ها گوش به فرمان تو بود
درین سرای بی کسی، کسی به در نمی‌زند به دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمی‌زند
من همان رودم که بهر دیدنت مرداب شد ماه من! بس کن ندیدن‌های بی‌اندازه را دل فرو می‌ریزد و تنها تماشا می‌کنم مثل سربازی سقوط آخرین دروازه را
[چُنان از ديدنت دورم كه باور كرده‌ام كورم]
ای عشق! مدد کن که به سامان برسیم چون مزرعه‌ی تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار و یا یار به من یا هردو بمیریم و به پایان برسیم! :)
  به غمِ کسے اسیࢪم کہ‌ ز مں خبࢪ ندارد عجب از محبتِ مڼ کـہ‌  دړ او اثر ندارډ  
نمی‌دانم که بعد از من توهم تنها شدی یانه پریشان و اسیر شب نخفتن ها شدی یا نه به وقت گفتن و بِشُنیدِ از عشق مثل من دچار بغض و اندوه ، نگفتن ها شدی یا نه
دردم دهی به فصلی، درمان کنی به وصلی ماتم که بر چه اصلی، درد و دوایم از توست
تو نبودی و تب فاصله ها پیرم کرد عاشق شعر شدم، شعر زمین گیرم کرد..
به جان می‌جویمت، جانا کجایی ‌؟!
ای هرگز و همیشه و نزدیک و دیر و دور! در هر کجا و هیچ کجا، در چه مأمنی؟