نمیدانم که بعد از من توهم تنها شدی یانه
پریشان و اسیر شب نخفتن ها شدی یا نه
به وقت گفتن و بِشُنیدِ از عشق مثل من
دچار بغض و اندوه ، نگفتن ها شدی یا نه
تو نمی خواهی که عزیزت بشوم زور که نیست
یا نگاهت کند چشم تو مجبور که نیست
تو مرا دیدی و از دور به بیراهه زدی
تو نگو نه که چشم من که کورنیست