_عاشقـے و جدا شدن آسونــہ
+افشین مقدم:
نمیدونـے تو کـہ عاشق نبودے
چـہ سختـہ مرگ گل براے گلدون
رباعی ها نوشتم تا که آرامم کند
بین ابر در آسمان ، تبدیل به بارانم کند
من بسی زودرنجم و از مهر خود رنج میبرم!
مینشینم تا یکی آید و باز خامم کند!
نه آنچنان ناامید که بمیرم
نه آنچنان امیدوار که زندگی کنم
ایستادهام در میانه، ادامه دهنده.
پروانه شدم ، بال زدم ، سوخت دو بالم
ديوانه شدم ، داد زدم ، واي به حالم
اينبار بسازم به همين بي پر و بالي
عاشق شوم و عشق رسانم به كمالي