کسی چون من اگر دیدۍ
براۍ ماندنت جان داد،
از او بِستان تو جانش را
ولۍ با او بمان لطفا! ':)❤️🩹»
“وقتی از او پرسیدند :
چگونه در میان آن همه شلوغی اورا پیدا کردی !؟
گفت کدام شلوغی !
من غیر از او کسی را ندیدم❤️”
تير مژگانت دلم را خسته كرد
آتش چشمت مرا دلبسته كرد
آن نگاه پاك و چون درياي تو
اين دل بشكسته را وابسته كرد
آن صفاي خفته در چشمان تو
آتشي در جان اين دلخسته كرد
رشته اي از مهر تو در دل فتاد
مرغ آزاد دلم پر بسته كرد
اختياري من ندارم چون كه او
دل براي مهر تو شايسته كرد
من ندانستم دلم كي شد اسير
چون نگاهت دل خراب آهسته كرد
باورت شد عشق اینجا ذلت است؟؟
عاشقی سوزاندن حیثیت است؟؟؟
باورت شد دوستی ها لحظه ایست؟
بی وفایی قسمتی از زندگیست؟؟
من که گفتم حاصلش دل بستگیست!!
در نهایت خستگی و خستگیست!!!
من که گفتم این بهار افسردگیست!!
دل نبندی این پرستو رفتنیست!!
عاقبت دیدی که ماتت کردورفت!!
خندهای بر خاطراتت کرد و رفت!!
آه عجب کاری بدستت داد دل!!
هم شکست و هم شکستت داد دل!!.