eitaa logo
^تاسیان^
106 دنبال‌کننده
121 عکس
75 ویدیو
0 فایل
«تاسیان: پژواکِ سکوتِ ابدی.» «هم‌نشینانِ سایه‌ها؛ میراثِ نجوای فراموش‌شده.»
مشاهده در ایتا
دانلود
ز آن دمی که گرفتم تو را در آغوشم ؛ هنوز پیرهنم را، نشُسته می‌پوشم !
چایی ات را میخوری با دیگران ای بی وفا؟ میرسی برما سخن از قند خونت میزنی؟:)
در نامه ی آخرش نوشته بود : اندوه به پایان نرسید؛ خودم را به پایان رساندم!
با آنکه دلش بسته به دل های دگر بود ؛ دیوانه دلم باز گرفتارِ دلش بود : )
قول دادم به کسی غیرِ تو عادت نکنم از غم انگیزی این عشق شکایت نکنم من به دنبال تو با عقربه‌ها می‌چرخم عشق یعنی گله از حرکت ساعت نکنم عشق یعنی که تو از آن کسی باشی و من عاشقت باشم و احساسِ حماقت نکنم چه غمی بیش‌تر از این که تو جایی باشی بشود دور و برت باشم و جرأت نکنم عشق تو از ته دل عمر مرا نفرین کرد بی تو یک روز نیامد که دعایت نکنم بی تو باران بزند خیس‌ترین رهگذرم تا به صد خاطره با چتر خیانت نکنم
بر من ببخش، گاه چنان دوست دارمت کز یاد می‌برم که مرا برده‌ای ز یاد(؛
من پذیرفتم شکست خویش را... پند های عقل دوراندیش را من پذیرفتم که عشق افسانه است.. این دل درد آشنا دیوانه است میروم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم:)))))
تو بدون من مرا کم داری من ولی بی تو جهانم خالیست....
راستش را بخواهی؛ ترجیح می‌دهم در فراغ دوری‌ات جان دهم تا جانم را به غیر از تو دهم
این‌دنیآ‌ک‌ِنَشد؛ بآهَم‌بودَنِمآن‌بِمانَد‌دُنیای‌ِدیگرِ..
درد یعنی بروی، دردسرش کم بشود.. بشوی عابر ِ آواره ِ ی ِ افکار ِ خودت:)!
تو را با غیر میبینم صدایم در نمی آید دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمی آید