7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مردم اسرائیل در پناهگاهاند، مردم ایران در راهپیمایی کیلومتری
@Farsna
هدایت شده از خیمهگاهولایت
🔴صالح بعد صالح بعد صالح
✍برادرتان سید
🔹تصویری از سه فرمانده موشکی انقلاب اسلامی
شهیدان حاج حسن تهرانی مقدم و امیرعلی حاجیزاده و فرمانده فعلی هوافضای انقلاب اسلامی جناب سید مجید موسوی که خداوند بر توفیقات ایشان بیفزاید.
🔸هر کسی را که رهبر معظم انقلاب و امام مسلمین و زعیم شیعیان انتخاب کردند عاقبت بخیر شدند.
🔹انشاءالله آقای سید مجید موسوی هم پس از عمری مجاهدت در راه اسلام و امام زمان و در سن پیری پس از هشتاد نود سال جنگ علیه دشمنان امیرالمومنین علی علیه السلام، مانند همرزمان خود و فرماندهان خود به شهادت برسند.
🔸عاقبت به خیری یعنی دقیقا همین؛ انتخاب ولی خدا باشی و در راه امام زمان عجلالله تعالیفرجه الشریف و در غیاب حضرتش ذیل پرچم ولایت مطلقه فقیه به شهادت برسی.
#ولایت_مطلقه_فقیه
◀️ به پایگاه خبری تحلیلی #خیمه_گاه_ولایت بپیوندید👇👇
➡️ https://eitaa.com/joinchat/2868117506C71fc999fff
هدایت شده از روشنگری
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ معلمی که دانشآموزانش دیشب توسط اسرائیل شهید شدند
🇵🇸 @Roshangari_ir
در ستایش جگر دار ترین مردم دنیا
🔺️مردم تهران با حضور خانوادگی در راهپیمایی کیلومتری عید غدیر در روزهای جنگ با رژیم کثیف صهیونی صحنههای خاص و ویژهای خلق کردند.
🚨🇮🇷 ایران تنها کشوریه که F35 نداره ولی دوتا خلبان F35 داره🏅
مادر بودن در این شرایط بسیار سخت است. زمانی که خودت هم نیاز به شانهی امنی داری تا دلهرههایت را در آغوشش فراری دهی. مادر که باشی از خدا میخواهی تا پیشمرگ فرزندانت شوی، اما آنها سالم باشند. هر چند دنیای آنها بعد از پدر و مادر جهنم است.
با پرسش دیشب دخترم به سال ۱۳۶۴ پرت شدم. زمانی که مادرم گهواره برادر کوچکم را تکان میداد و من ترسیده از جنگ و دلمرده از حال و هوای آن روزها که شاهد غم، درد، اشک و آه همشهریانم بودم و هر هفته عزیزانمون شهید و تشییع میشدند به گنارش رفتم و پرسیدم:
_ ماما جنگ کی تموم میشه؟
و او با چشمهایی به اشک نشسته جواب داد.
_ وقتی داداشت تونست راه بره.
من هر روز منتظر راه رفتن برادرم بودم. ساعتها با تمام کودکیام دستهای کوچکش را میگرفتم تا قدم بردارد و جنگ تمام شود.
دیشب دخترم به اتاقم آمد و بعد از کلی منمن کردن از من پرسید:
_ مامان جنگ کی تموم میشه؟
نگاه از کتاب گرفتم و جواب دادم:
_ به زودی.
دو قدم به سمت در اتاق رفت و رو برگرداند و پرسید:
_ اگر مثل هشت سال دفاع مقدس بشه، چه؟
از حرفش شوکه شدم، دختر بسیار توداری است برخلاف من. لبخندی زدم و گفتم:
_ اون زمون فرق داشت، تازه انقلاب شده بود و ما خیلی قوی نبودیم.
قطره اشکی روی گونهاش فرود آمد و گفت:
_ سران و فرماندههانمون رو کشتن ما کسی رو نداریم.
چند ثانیهایی سکوت کردم تا بغضم نترکد. به یاد روز عاشورا افتادم و حضرت رقیه. آیا چندبار از عمه زینب سراغ عزیزانش را گرفته بود. امان از دل زینب.
به خود نهیب زدم که حالا وقت سوگواری نیست. در جوابش گفتم:
_ ما جوانان بسیار شجاعی داریم، تو غصه نخور. سران کشور هوای مارو دارن. یهود ضرب ذوالفقار حضرت علی رو چشیده و ما شیعهی علی هستیم و وای بر ما که رگی از او در تنمون نباشه.
به امید پیروزی غیور مردان سرزمینمان.
✍سرکار خانم طاهره علم چی میبدی ✅
#سرای_اهل_قلم_میبد