eitaa logo
ماه قصه‌ها/ جهاد علمی میبد/امامی
2.5هزار دنبال‌کننده
8.7هزار عکس
5.9هزار ویدیو
466 فایل
آموزش چند بعدی/برای يادگیری و یاددهی نوین 📌آموزش در ۶ ساحت تربیتی؛ #هوش_مصنوعی #استعدادسنجی #سواد_رسانه #فهم_قرآن #بسیج_علمی_پژوهشی_میبد ارتباط باما: @sijima
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹از حجله تا لحد در ۹۶ ساعت ♦️ابوالفضل باروتچی، جوان تازه‌داماد، طاقت نیاورد. عروسی ۳۰ خرداد را لغو کرد، کت‌وشلوار دامادی را کنار گذاشت و به‌جای تالار، راهی میدان دفاع از وطن شد. ♦️حالا همسرش، با چشمانی که هنوز برق عروسی در آن پیداست، آمده تا بدرقه‌اش کند. آمده تا برای آخرین‌بار، دامادش را در آغوش بگیرد. آمده به قطعه ۴۲. ♦️مادرش می‌گوید: «گفتم مامان نرو... گفت: نهایتش شهید می‌شم. راضی باشی فقط.» و شد... شهیدی رشید که ۱۰ نفر زیر تابوتش کم آوردند. ♦️مادرش، مهمان‌ها را با اصرار دعوت می‌کند: «اگر نیایید نهار، ناراحت می‌شم. این نهار عروسی ابوالفضل منه...» ♦️این عروسی ناتمام، حالا بر دوش تاریخ است؛ با دامادی که حجله را فدای وطن کرد. حماسه‌ای برای همیشه.
هدایت شده از نارین‌خبر
21.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 روایتی از شهید میبدی که می‌خواست به یاری امام‌حسین(ع) برود! ▒▒▒▒ ☫ نارین‌خبر ☫ ▒▒▒▒ 👁 🗨 فوری |معتبر| جذاب👇 🆔 @narinkhabar
17.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا توپ نداشتیم؟ 🔸 مجید واشقانی از موشک های خودمون میگه. این گفتگوی جذاب را ببینید... (باشگاه خبرنگاران جوان) 🔴 مرکز مهندسی هوافضا | @Asecir
46.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر تقویم گوشی‌تان را کمی بررسی کنید متوجه می‌شوید امروز سالروز حمله ناو آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایران است؛ حمله‌ای که ۲۹۰ نفر شهید داشت و نه تنها عوامل آن محاکمه نشدند که به فرماندهی ناو، مدال شجاعت هم داده شد! و ما میبدی‌ها هفت شهید داشتیم در آن حادثه تروریستی! پنج سال پیش مستند کوتاهی ساختیم به اسم «از کویر تا آسمان خلیج‌فارس» و با چند تا از بازماندگان این شهدا گفتگو کردیم که کلیپ آن را برایتان گذاشته‌ام... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شیخ حسین انصاریان درباره حملات اسراییل: خیال تان راحت؛ خداوند فرمود بعد از موسی هر جنگی این طایفه خبیث راه بیندازد من خاموشش می‌کنم ‌ 🆘 @khbr_fori ‌ 🆘 @khbr_fori
قالیچه سوخته چقدر بها دارد؟ مردی ﺑﺪﻫﮑﺎﺭ ﺷده بود، يك ﻗﺎﻟﯿﭽﻪ توی خونه ﺩﺍﺷﺖ، ﮔﻮﺷﻪ ﻗﺎﻟﯿﭽﻪ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ. مجبور بود، همون رو برداشت برد بازار برای فروش. ﻫﺮ ﻣﻐﺎﺯﻩ‌ﺍﯼ كه می‌رﻓﺖ، می‌گفتن: ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻟﯿﭽﻪ ﺍﮔﻪ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮد ۵۰۰ تومن ﻣﯽﺍﺭﺯﯾﺪ، ﺍﻣﺎ ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﻣﺎ ١٠٠ ﯾﺎ ۱۵۰ تومن ﺑﯿﺸﺘﺮ نمی‌خریم. ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺑﻮﺩ و به ﺍﻣﯿﺪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺨﺮﻥ ﺍﺯ اﯾﻦ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﻐﺎﺯﻩ می‌رفت. داخل ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻐﺎﺯﻩ‌ﻫﺎ، حاج جواد فرشچی از منصف‌های بازار و از ارادتمندان اهل بیت(علیهم السلام) پرﺳﯿﺪ: قالی خوبیه، چرا ﻗﺎﻟﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺑﯽ ﺭﻭ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﻧﮑﺮﺩﯾﺪ؟ ﮔﻔﺖ: ﻣﻨﺰﻟﻤﻮﻥ ﺭﻭﺿﻪ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ، ﻣﻨﻘﻞ ﭼﺎﯾﯽ ﺭﻭﯼ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻟﯽ ﺑﻮﺩ، ﺫﻏﺎلها ﺭﯾﺨﺖ و ﻗﺎﻟﯽ ﺳﻮﺧﺖ. حاج جواد یک تکونی به خودش داد: گفتی ﺗﻮ ﺭﻭﺿﻪ ﺳﻮﺧﺘﻪ؟ گفت: بله. گفت: ﺍﯾﻦ ﺍﮔﻪ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮد ۵۰۰ تومن ﻣﯽ‌ﺍﺭﺯﯾﺪ، ﺍﻣﺎ ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺑﺮﺍی اﺭﺑﺎﺏ ﻣﻦ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﻣﻦ یه ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺍﺯﺕ می‌خرﻡ. قالیچه رو خرید و روی میزش پهن کرد و تا آخر عمرش روی قسمت سوخته قالیچه که به اندازه کف دست بود، گل محمدی پرپر می‌کرد و دوستان صمیمی و همکارانش همه به نیت تبرک یک پر از گل را برداشته تو چایی‌شون می‌ریختند. اوﻥ ﻗﺎﻟﯿﭽﻪ تو روضه سوخته ﺑﻮﺩ، قیمت گرفت. کاش دل ما هم تو روضه‌ها بسوزه. اون‌ وقت بگیم: یا امام حسین(علیه السلام) دل سوخته رو چند می‌خری؟! 🥀صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین
🍃 به ژولیده نیشابوری گفتند یک شعر در وصف حضرت عباس (علیه السلام) بگو که پنج بار کلمه "چشم" داشته باشد ، او شعری گفت که ده تا کلمه «چشم» داشت: چشم ها از هیبت چشمم، به پیچ و تاب بود محو چشمم چشم ها و چشم من بر آب بود چشم گفتم چشم دادم چشم پوشیدم ز آب من سراپا چشم و چشمم جانب ارباب بود
هدایت شده از برگ عبور/کانال اشعار و داستان کوتاه از برم چلچله ها(جلد۱تا۳) سیدجلیل موسوی🍀
سرتاسر یک دشت، پر از تیر و کمان روییده به صحرا همه شمشیر و سنان از میمنه و میسره غم می بارد گویی به بهار می وزد باد خزان از عرش و سما ناله ی غم می خیزد در کام عطش، زهر عدم می ریزد با هر نفس تازه در آیینه ی صبح یک جام لبالب زِ اَلَم می ریزد گرگان به مسیر، در کمین بنشستند از وعده ی گندمی به ری سرمستند یعنی به خیال خام خود پیروزند صد دعوت و عهدنامه را بشکستند اینک قمری تازه نفس می آید با قصد شکستن قفس می آید بر روبهکان دشتِ بی شرمی ها شیری غران، ز پیش و پس می آید می آید و چهره را هویدا کرده اسباب جدال را مهیا کرده میدان و خیام و دشمنان را محو «لا حول ولا قوه الا...» کرده می آید و بر لشکر دون می تازد از خیل حرامیان سپر می سازد از چرخش شمشیر و رجز خوانی ماه خورشید، به قرص قمرش می نازد راهی ز میان گرگ ها وا کرده یا بزم وصال دوست بر پا کرده با علقمه زیر لب چه گوید که از آن دیباچه ی عشق را مصفا کرده بر دامن علقمه زده پایش را بر آب رساند دست زیبایش را می خواست جهان ثبت کند واقعه را از یاد نبرده حرف مولایش را مدیون وفا و ادبش آب فرات شرمنده ی لطف و کرمش آب حیات مشکی تهی از آب، و در چشمش تیر شرمنده شده است، نزد کشتیِ نجات سرمایه ی ماه، مشک آبی بر دوش غیرت ز وفا در رگ او میزد جوش سرتاسر این فاصله ها می پیچید فریاد عطش، عمو، کجایی؟ در گوش دستان عمو دچار یک فاصله شد مشکش هدف هزارها حرمله شد افتاد و زمین خورد و هدر رفت آن آب با رفتن آب، ختم این قائله شد https://eitaa.com/joinchat/1467679842C884975d125 🎤 لطفا کانال "برگ عبور" را به دیگران و دوستان معرفی فرمایید.
بسم الله الرحمن الرحیم