eitaa logo
ماه قصه‌ها/ جهاد علمی میبد/امامی
2.4هزار دنبال‌کننده
6.5هزار عکس
4.4هزار ویدیو
375 فایل
آموزش چند بعدی/برای يادگیری و یاددهی نوین 📌آموزش در ۶ ساحت تربیتی؛ #هوش_مصنوعی #استعدادسنجی #سواد_رسانه #فهم_قرآن #بسیج_علمی_پژوهشی_میبد ارتباط باما: @sijima
مشاهده در ایتا
دانلود
این چند روز حدِ نصابِ گفتگو را یک جورهایی شکسته‌ام و ساعت‌ها سرِ ماجرایِ اغشاشات، جنگ دوازده روزه، انقلاب اسلامی، حکومت پهلوی و حتی همین دیروز درباره مهسای امینی و زن‌زندگی‌آزادی گف زد‌ام و راستش خودم را سر کیف آورده این ماجرا! نوشته بودم همین چند روز پیش؛ یادتان هست؟! دشمنانِ جمهوری اسلامی نمی‌دانند با این اتفاقات اخیری که رقم زدند، چه فرصتی به ما داده‌اند! جلسات اولی خودم فکر می‌کردم قرار است حواشیِ اغتشاشات با گفتنِ از آن پاسخ داده شود. ولی این اتفاق نیفتاد. بحث کشید به مولفه‌های دیگر. و من وقتی توی همان جلسات اولی کار رسید به سوالاتی درباره «جاوید شاه!» رفتم و سه تا از کتاب‌هایِ مهم تاریخ معاصر را از کتابخانه امانت گرفتم برای معرفی بهترشان به مخاطب! آن «جاوید شاه!» خط بالایی هم نوشتم، نه اینکه منظورم شعارشان باشد، نه؛ واقعاً بچه‌هایی که سوال داشتند، اکثرِ قریب به اتفاقشان نمی‌دانستند اسمِ آن یارویِ مدعیِ فراریِ مأمورِ سیا و موساد، رضاست، نه «جاوید!» و البته خودمانیم، چقدر هم این ماجرا دستمایه‌ی خنده شد! جالبِ ماجرا اما مخالف‌هایِ سرسختی بودند که اعتراض می‌کردند و سوال‌های خاص داشتند؛ اوایل بحث، ساکت؛ اواسط بحث، هجومی و پرسشی؛ اواخر بحث، خودکار به دست در حال یادداشتِ نشانیِ سندها و مدارکی که ارائه شده بود... و ما مواجهیم با نسلی که هوشیار است، سوال دارد، انتقاد دارد، می‌خواهد حرف بزند و باید حتی حرف بزند و باید هم جواب درستی برای سوالاتش بگیرد؛ و همه اینها که گفتم و نقطه مثبت ماجراست، می‌تواند منفی باشد و به فاجعه برسد! آن هم وقتی که منِ معلم و مربی، من مدعیِ انقلابیگری نتوانم دو تا خط تحلیل کنم، سند متقن و موثری برای ارائه داشته باشم، یا بخواهم با اهمال‌کاری و تعلل، سر سری از جواب دادن به سوالاتشان شانه خالی کنم. پی‌نوشت‌ها: * آن سه تا کتابِ خاصی که معرفی کردم این روزها، «پس از سقوط» و «خاطرات حسین فردوست» و «جعبه سیاه» بود که البته آخری خلاصه‌ایست از کتاب هفت جلدیِ خاطراتِ اسدالله علم؛ و می‌شد اگر حوصله‌ای بود همه هفت جلد آن را خواند... ** آقا و خانمِ نمی‌دانم مربی، معلم، مشاور، طلبه، مورد سوال، تبیین‌گر یا هر بزرگواری که هستید، مطالعه‌ی بی‌وقفه و موثر باید همه کار و زندگی شما باشد، همین طور بلد بودنِ نحوه‌ی درست انتقالِ آن به نسلی که نمی‌خواند، تحقیق نمی‌کند، اما خیال می‌کند جواب همه سوالات را خوب می‌داند! @ALEF_KAF_NEVESHT
46.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
*🌷 زیارت مزار شهید والامقام شهید محمدحسین ذوالفقاری (نوجوان ترین شهید دفاع مقدس) واقع در شهیدیه میبد🌷 * پخش زنده این برنامه را در کانال گذاشتم کار قشنگی هست یک کلاس در مدرسه ای قرآنی در یزد، به نام شهید ذوالفقاری هست دوسال هست می آیند میبد برای زیارت مزار شهید. خداقوت به آقای خانی و کادر مدرسه بهادری یزد
🖋 شهدای یزد در انقلاب اسلامی (شماره۴) 🗓 به‌مناسبت چهل و هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی | دهه فجر هر روز با ۲ شهید انقلاب یزد نقش آفرین در همه ی عرصه های انقلاب اسلامی با تقدیم ۲۵ شهید در شکل گیری انقلاب🕊📖 مرکز رسانه و هوش مصنوعی | کنگره ملی بزرگداشت ۴۰۰۰ شهید استان یزد https://eitaa.com/Yazd4000
31.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روزِ عیدی یَه تا مولودیِ یَزّی بِبینِد دلِدون خش بشه :) @ALEF_KAF_NEVESHT
سلام علیکم یکی از فرهنگیان عزیز میبدی دوست درجه یکم خاطره یکی از جلسات دبیرستانی شان را نوشته اند به این نوجوانان و معلمانشان، آفرین می گوییم. بخوانید:
درنگی بر نیمه شعبان ( این داستان واقعی است) امروز از آن روز هایی بود که از معلم بودنم احساس رضایت عمیقی داشتم. یکی از کلاس ها که اسم و رسمش بماند، مناظره داشتیم و دلم نیامد داستانش در کلاس باقی بماند. ### پرده اول معلم‌های دینی متوسطه دوم می‌دانند تدریس کتاب *دین و زندگی* پایه یازدهم، به‌ویژه در رشته انسانی، تا چه اندازه دشوار است. بعد از چهار درس مقدمه‌چینی، درس پنجم آغاز این چالش‌های کلاسی است. عنوان درس پنجم «مسئولیت‌های پیامبر» است. یکی از این مسئولیت‌ها اجرای قوانین الهی یا همان «ولایت ظاهری» است و سپس به‌طور مفصل به این موضوع می‌پردازد که چرا تشکیل حکومت اسلامی ضرورت دارد. کتاب تأکید می‌کند که عقیده‌ی نفی حاکمیت طاغوت در اسلام، از دلایلی است که به پیامبر مسئولیت می‌دهد حکومت تشکیل دهد و با طاغوت مبارزه کند. درس‌های بعد نیز تکمیل‌کننده همین بحث‌اند. ### پرده دوم فقط دو نفر از بچه‌های کلاس یازدهم انسانی به اردوی مشهد رفته بودند، اما روز قبل از نیمه‌شعبان و آغاز سه روز تعطیلی، به‌ دلیل تعطیلی برخی کلاس‌ها برای اردوی مشهد، عملاً حال‌وهوای درس از کلاس گرفته شده بود. همین دو نفر بهانه‌ی خوبی شد برای بچه ها که درس جدیدی شروع نشود و من، ناخواسته و بدون برنامه‌ریزی قبلی، شاگرد آن کلاس شدم. از آن‌جا که در کلاس دو نگاه متفاوت نسبت به جمهوری اسلامی وجود داشت، با خودم گفتم برای مرور عملی، امروزی و واقعیِ بحث از «ضرورت تشکیل حکومت اسلامی»، پیشنهاد مناظره، ایده‌ی خوبی است. و این اتفاق افتاد. ### پرده سوم پرسیدم: «می‌خواهید مناظره برگزار کنیم؟» پذیرفتنِ پرشورشان، من را شاگرد مکتب نوجوانان ایرانی کرد. مناظره با این سؤال از طرف من شروع شد: جمهوری اسلامی؛ آری یا نه؟ دوستانه، کنار هم روی صندلی‌ها نشستند و بحث را آغاز کردند. نمی‌خواهم وارد جزئیات گفت‌وگوها شوم، اما این‌که مخالفان صددرصد و موافقان صددرصد، همگی نوجوان بودند و کنار هم بحث می‌کردند، برای من بسیار دلنشین بود. آن‌ها اهل حرف بودند؛ اهل گفتن و اهل شنیدن. گاهی صداها بالا می‌رفت، گاهی طرفداران هر گروه موضع می‌گرفتند. مجموعه‌ی این فراز و فرودها، شبیه موسیقی‌ای بود که زیبایی می‌آفرید. ### پرده دوازدهم می‌دانم از پرده سوم مستقیم به دوازدهم پریدم؛ دلیلش را می‌گویم. بعد از مناظره، فرصتی خواستم برای جمع‌بندی. گفتم اگر قرار است حکومتی تغییر کند، باید الگوی حکمرانیِ بهتری ارائه شود و آن الگو، قابل دفاع باشد. اصلاً یکی از عناوین درس *دینی و زندگی* مدارس همین است: «اسوه‌ی رهبری». پرسیدم: «اگر مثل آمریکا بشویم، خوب است؟» برخی گفتند: «خیلی هم خوب است.» گفتم: «می‌دانید آمریکا بیشترین زندانیان دنیا را دارد؟ می‌دانید هزاران کارتن‌خواب دارد؟ می‌دانید بیشترین جنگ‌ها و آدم‌کشی‌ها توسط آمریکایی‌ها اتفاق افتاده؟» گفتند: «ما هر حرفی می‌زنیم، شما می‌گویید آمریکا بد است. چرا مقایسه می‌کنید؟ کی گفتیم می‌خواهیم مثل آمریکا شویم؟» گفتم: «خیلی خب، پس مدل حکمرانی آن‌ها جواب نداده.» گفتند: «بشویم مثل سوئیس؛ کشوری بی‌طرف و از نظر اقتصادی قوی.» کشوری که بسیاری از کنفرانس‌های بین‌المللی مثل ژنو و صلیب سرخ در آن برگزار می‌شود و به بی‌طرفی معروف است. وارد بحث گرانی شهرهای سوئیس نشدم، چون دوباره بحث به مقایسه و قدرت خرید می‌کشید. فقط پرسیدم: بی‌طرف؟ یعنی وقتی هزاران کودک بی‌گناه زیر بمب‌های اسرائیلی کشته می‌شوند، بگوید من طرف هیچ‌کدام نیستم، چون طرفداری هزینه دارد؟ یعنی بگوید: «به من چه؟» پرسیدم: «اگر این فرد آدمیزاد باشد، می‌شود اسمش را انسان گذاشت؟» چند ثانیه مکث کرد. این مکث را پاسخ او می‌دانم؛ هرچند بعدش گفت: «بله. من باید در رفاه باشم. بقیه به من چه؟» این جواب را گذاشتم به حساب تلاشش برای پیروزی در بحث؛ وگرنه پاسخ واقعی همان مکث چندثانیه‌ای بود. هرچند از دلش خبر ندارم. سوئیس از نگاه من، گوسفندی است که کاه و یونجه‌اش فراهم است، در حالی‌ که اطرافش بچه‌گوسفندها را به سلاخی می‌برند و او فقط می‌چرد. چون می‌داند اگر به اسرائیل «تو» بگوید، از معدود کشورهای اروپایی خواهد بود که سرنوشتی شبیه سوریه پیدا می‌کند. پس می‌گوید: «بگذار دیگران سلاخی شوند، فقط به چریدن من کاری نداشته باشید.» اما چرا پرده دوازدهم؟ بعد از بحث، گفتند: «باید خوبی‌های هر کشور را گرفت و بدی‌هایش را کنار گذاشت.» و همین جمله، من را به آن نوجوان عزیز پیوند داد. گفتم: «یک ساعت من را سر کار گذاشتی؟» گفت: «چرا؟» گفتم: «من و تو که هم‌عقیده‌ایم.» پرسیدم: «تو هم اهل ظهور هستی؟ تو هم به منجی فکر می‌کنی؟» ادامه👇
این‌که همه خوبی‌ها را بگیری و بدی‌ها را نداشته باشی، همان اندیشه‌ی فرج و امام عصر در تشیع است. و چه پیوند عمیقی دارد این «پرده دوازدهم» با همه‌ی مناظره‌ها و گفت‌وگوها. همه‌ی داستان‌ها در نهایت به همین‌جا ختم می‌شود، به پرده دوازدهم، به خاتمیت امام خوبی‌ها را بگیرید و بدی‌ها را رها کنید. این تمام اندیشه ی مهدویت است. نه آمریکا که جنایت‌کار است و بدی می‌آفریند، نه سوئیسِ به‌اصطلاح بی‌طرف، نه کشورهایی که ظلم را می‌پذیرند، و نه ایرانی که با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کند. راستش را بخواهید، جز حکومت حضرت مهدی (عج)، الگوی کاملی به ذهنم نمی‌رسد. اما راه چیست؟ در دنیای واقعی، کدام الگوی فعلی پیش روی ماست؟ ظالم بودن؟ پذیرش ظلم؟ بی‌طرفی؟ یا مقاومتِ مقتدرانه در برابر ظلم؟ هدف و مقصد منجی برای انسان های آزاده یکی است و آن همان عقیده منجی است که آری به تمام خوبی ها و نه به تمام بدی ها. همه اهل منجی هستیم. اما راه واقعی کدام است. شاید حالا می فهمم که چرا امام عصر در شعبان متولد شده اند. شعب در عربی یعنی شاخه یا راه. گویا عرب ها در این ماه به دنبال آب در مسیر های متفاوت به جست و جو می پرداختند و آن را شعبان نامیدند به معنی شاخه ها و راه ها ی زیاد. شاید می خواست به ما بفهماند که هدف را همه قبول داریم اما کدام راه؟ کاملترین این راه با کامل ترین حالت این ماه رقم می خورد. وقتی که ماه کامل می شود راه‌ها روشن تر دیده می شوند. آیا ظلم کنیم یا ظلم بپذیریم و ساکت باشیم یا بی طرف باشیم که ظالمان ظلم کنند یا مقتدرانه و با برنامه نه اهل ظلم باشیم و نه ظلم بپذیریم و مقتدرانه بجنگیم با همه مشکلات و بدی ها. چه در کشور عزیزمان با منافقان و خفاشان و روباهان و خناسان رسانه ای چه با کفتار های غربی و هم پیمانان عبری و عربی شان. راه هم مهم است نه فقط هدف. ملت های دنیا چه در آمریکا و چه در دیگر کشور ها هدف شان همان ظهور است هر چند دولت هایشان هدف دیگری دارند. من راهی بهتر از ولایت فقیه سراغ ندارم اما اینکه شما موافق یا مخالفی نمی‌دانم. پاسخ را هر کسی باید در همان مکثی پیدا کند که پیش از جواب دادن، در دلش اتفاق می‌افتد. محا سه‌شنبه ۱۴۰۴/۱۱/۱۴ زیلو نشین https://eitaa.com/Zilo_Neshin