eitaa logo
ماه قصه‌ها/ جهاد علمی میبد/امامی
2.4هزار دنبال‌کننده
9.1هزار عکس
6.2هزار ویدیو
480 فایل
اینجا چیزهایی را یاد می دهیم که به درد کلاس های تفکر، سواد رسانه و دفاعی مدارس بخورد. (ما به تربیت 6 ساحتی نوجوان می اندیشیم) 📌آموزش در ۶ ساحت تربیتی #هوش_مصنوعی #استعدادسنجی #سواد_رسانه #فهم_قرآن کانال اختصاصی تر ما @nokhbesara ارتباط باما: @sijima
مشاهده در ایتا
دانلود
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 عوامل داخلی دشمن؛ همیشه هم نباید دنبال خلبان دشمن پرتاب کننده بمب توی اصفهان و یاسوج گشت، بعضی وقتها توی تهران باید دنبال خلبانان متجاوز پرتاب کننده آمارهای بی حساب هم گشت که همزمان با تهدیدات ترامپ می‌خوان به کشور چیزهایی رو تحمیل کنند ┅┅┅┅🍃🇵🇸❤🇮🇷🍃┅┅┅┅┄ 🇮🇷 کانال اساتید انقلابی ونخبگان علمی @asatid_enghelabi ایتا و سروش
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ کتی کی، خبرنگار ارشد بی‌بی‌سی: ایرانی‌ها مثل ترامپ مادی‌گرایانه فکر نمی‌کنند. @Hasanabbasi_ir
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 «تقاطع» نویسنده: محمد پایدار کارگردان: احمد حیدریان
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥حجت‌الاسلام نبویان: اگر تعرضی به بزرگان ما انجام شود هیچ یک از پادشاهان کشورهای عربی و کاخ‌شان در منطقه سالم نخواهد ماند ✍این شد یک تهدید کارساز و درست حسابی ..... 🔴 👇 @bidariymelat
نقطه سرِ خط... از وقتی یادم می آید سرِ انتخاب اسم مشکل داشتیم. عقلمان که قد نمی داد متوسل می‌شدیم به قرآن. سال ۸۴ که مسئولیت سردبیری نشریه ی دانشجویی بر دوشم افتاد، با دوستم در تب و تاب انتخاب اسم مناسب بودیم. کلاسِ شناخت آراء مستشرقان ردیف آخر نشستیم و ماموریت مهم انتخاب اسم را انجام می‌دادیم. دوستم برای چندمین بار قرآن را باز کرد تا اسم را پیدا کند. صفحه ۵۰ آیه ی آخر را که خواند به دلمان نشست " ان الله لا یخلف المیعاد" و موضوع اولین جلسه ی نشریه، تصویب انتخابِ میعاد بود. گذشت تا سال ۸۷ و انتخاب یک اسم برای جشن فارغ التحصیلی. همه ی فکر و ذهنمان شد زیباترین اسم برای جشنی که قرار بود جمعی را بعد از ۴ سال از هم جدا کند. ما که بهترین سال های زندگی‌ مان را مهمان بانوی مهربانی (س) بودیم و لحظه لحظه اش برایمان خاطره شده بود. پیشنهادات زیادی سرازیر شد: روزهای سبز، ۸۳ بای بای یا ۸۳ فی امان الله، خاطرات خط خطی، چهره های ماندگار...ولی سرِ هیچ کدام به توافق نمی رسیدیم. دقیق یادم نیست اسم قشنگ "نقطه سر خط..." را اولین بار چه کسی مطرح کرد. ولی به محض شنیدنش ذهنمان رویش زوم شد. به یاد املاهای دوران تحصیلمان که معلم میگفت نقطه سر خط و همه تبعیت کرده و یک عملیات را انجام می‌دادیم. به یاد همه ی مرحله هایی که تمام میشد و یک مرحله ی جدید باید از سر گرفته می شد. آن سال، ما به مرحله ی بعدی می رفتیم. این حس خیلی خواستنی بود. اینکه تکلیفت با خودت مشخص است. می دانی در کجای زندگیت هستی. وسط پاراگراف رها شدن اصلا خوب نیست حسِ بلاتکلیفی می‌دهد و وسط شبهاتی که در این مرحله وارد می شود، گیج می شوی. امشب که در تجمع بودم حسِ مشترک بین آدم های اطرافم این بود که ما دلمان نقطه سر خط می خواهد‌. صداقت مسئولین را میخواهد. پایان پاراگرافی که جمله ی آخرش نابودی اسرائیل و آمریکا باشد. سر خط که می‌رویم ایران بر سر قله ای باشد که چشم امید همه مستضعفان عالم است و همه‌ی دعا و امیدِ جمعیمان تنها تعجیل ظهور مولایمان (عج) باشد. ✍سرکار خانم ز_ الف
🔰۳۴ ٪ از افرادی که در انتخابات ۱۴۰۳ شرکت نکرده‌اند، در تجمعات شبانه در ایام جنگ شرکت داشته‌اند 🔹باتوجه به حضور مردم در شب‌های اخیر در میادین و محله‌های سطح شهر، در حمایت از نیروهای مسلح کشور، مرکز تحلیل اجتماعی (متا) طی پیمایشی از ایرانیان درباره شرکت در این تجمعات و گردهمایی‌های شبانه سوال پرسیده است. 🔹طبق نتایج این نظرسنجی، ۵۳٪ از مردم در تجمعات شبانه (حداقل یکبار) شرکت کرده‌اند. همچنین ۲۶٪ از ایرانیان، هرشب یا بیشتر شب‌ها در تجمعات شرکت کرده‌اند. 🔹این نظرسنجی در ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ از ۱۱۱۸ نفر از ایرانیان بالای ۱۸ سال سراسر کشور و در بستر پانل ملی متا انجام شده است. ⚜"زمانه خود را بشناس" _____________________ 🟡 | @zamanehh
دردِ افغانستان به قولِ جوان‌های امروزی، این‌بار یک افغانستانی را تور کردم.😉 پرچمِ افغانستان‌ای که همراهِ پرچم‌های ایران در آسمان، بندری می‌رقصید توجه‌ام را جلب کرد. نزدیک‌تر شدم یک جوانِ افغانستانی، با شلوارِ لیِّ خاکستریِ گُشاد و تک‌پوشِ مشکیِ آستین‌کوتاه، گردن‌بندِ نقره، انگشترِ فیروزه و ساعتِ عقربه‌ای، مشغولِ رقصاندن پرچمِ کشورش در آسمان بود. دیگر معلوم است یک کور از خدا چه می‌خواهد؟... دو چشم بینا😉 پس من به دنبال‌اش افتادم و دقت کردم در حرکات‌اش. تا حالا، اکثرِ افغانستانی‌هایی که با آن‌ها حشر و نشر داشتم خوش‌مو بوده‌اند. احتمالا به خاطرِ نژادِ مغولی‌شان. این جوان هم بود. کمی که در تعقیبش جلوتر رفتم چند تا افغانستانی دیگر هم دیدم. انگار این‌بار، نوبتِ حضورِ صِنفِ افغانستانی‌ها بود. می‌خواستم جلو بروم و با او احوال‌پرسی کنم و از حِسّ‌اش بپرسم و از دلیلِ حضورش. اما منصرف شدم. معلوم بود یک سری حرف‌های کلیشه‌ای و کلی تحویلم می‌دهد. آن هم به منِ ایرانیِ ناآشنا. پس سعی کردم به چشمان‌اش و زبانِ بدنش دقت کنم تا ببینم چه دست‌گیرم می‌شود. با جرأت و شجاعت پرچمِ کشورش را تکان می‌داد اما خجالتی در حرکات‌اش مشهود بود. زیاد به این و آن نگاه نمی‌کرد. سر بالا بود و بیشتر به دست و پرچم‌اش خیره. یکی از جوان‌های راهپیما، پرچم‌اش را گرفت و برای لحظاتی هر دو پرچم ایران و افغانستان را با هم چرخاند. در دلم باریکلّایی به این جوان هم‌شهری‌ام گفتم. نقطه‌زن و به‌جا بود این حرکت. جوانِ افغانستانی با این حرکتِ جوانِ ایرانی، احساسِ نزدیکیِ بیشتری به جمعیت کرد و با آن جوانِ هم‌شهری‌ام مشغولِ خوش‌و‌بِش شد. از شانه‌به‌شانه بودن این دو جوان، خاطره‌ای از دورانِ زندگیِ خودم یادم آمد. سال‌های دور، دوستی افغانستانی داشتم که هم‌کلاسی بودیم در دوره‌ی آزادِ مکالمه‌ی زبانِ انگلیسی. دورانی که حامد کرزی رئیس‌جمهور افغانستان شده بود و مثلاً آمریکا آزادی را برایشان به ارمغان آورده بود. در اوجِ روز‌های مثلاً خوشِ افغانستان، یک بار از دوستم پرسیدم چرا حالا به کشور‌ت برنمی‌گردی!؟ ظاهراً که همه چیز برای شما عالی است! دوستم رفیع، لبخندِ تلخی زد و گفت: کشورِ ما عالی که هیچ، هیچ موقع معمولی هم نمی‌شود. با تعجب پرسیدم چرا!؟ جواب داد: ما مثل شما نیستیم که یک رهبر داشته باشیم و همگی متحد و تحت هدایتِ او. او گفت افغانستان، دوازده فرقه دارد که هیچ دوتایی با هم موافق و متحد نیستند. گفت: من برنمی‌گردم، چون اگر برگردم، هر شب باید با این ترس بخوابم که فرداصبح، فرقه‌ای مخالف، سرم را نَبُریده باشد و روی سینه‌ام نگذاشته باشد. شاید این جوانِ خوش‌تیپِ افغانستانی هم، از این اتفاق برای ایران می‌ترسید و علیرغم خاص‌دیده‌شدنی که اذیت‌اش می‌کرد آمده بود. شاید اگر آن وضعیت را هم تجربه نکرده بود از پدر و مادرش شنیده چه بلایی سرِ افغانستانِ فرقه‌فرقه آمده. شاید آمده بود ما از خودمان بپرسیم چرا او الان نباید در کشور خودش باشد. شاید خودش را آینه‌ی عبرتی کرده بود برای قوّتِ قلبِ ما راهپیماهای این شب‌ها. و شاید آمده بود پیشگیری کند دردِ افغانستان را برای ایران... خواجه شَدیدُالبینْ ๏๏🏴 @khajeshadidolbin