eitaa logo
ماه قصه‌ها/ جهاد علمی میبد/امامی
2.4هزار دنبال‌کننده
9.1هزار عکس
6.2هزار ویدیو
480 فایل
اینجا چیزهایی را یاد می دهیم که به درد کلاس های تفکر، سواد رسانه و دفاعی مدارس بخورد. (ما به تربیت 6 ساحتی نوجوان می اندیشیم) 📌آموزش در ۶ ساحت تربیتی #هوش_مصنوعی #استعدادسنجی #سواد_رسانه #فهم_قرآن کانال اختصاصی تر ما @nokhbesara ارتباط باما: @sijima
مشاهده در ایتا
دانلود
زمان: حجم: 3.1M
🔺تحلیل دکتر خوش چشم در مورد وضعیت فعلی در برنامه «قرارگاه جنگ» شبکه افق 🗓 یکشنبه، ۱۳ اردیبهشت
زمان: حجم: 4M
🔺تحلیل دکتر خوش چشم در مورد وضعیت فعلی در برنامه «قرارگاه جنگ» شبکه افق 🗓 یکشنبه، ۱۳ اردیبهشت
18.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰دکتر خوش‌چشم: اگر از روی ناو زد باید چاه های نفت منطقه را بزنیم ⚜️"زمانه خود را بشناس" _____________________ 🟡 | @zamanehh
بازمانده تا وقتی یادم می‌آید، روزهای جنگ هشت ساله بود، روزهایی که من یا کنار رزمنده‌ها بودم، یا همراهشان روی ماشین‌های جنگی، زیر باران آتش و همیشه در دل بحران بودم. روزهای سختی بود، اما با همه‌ی سختی‌ها پیروز میدان شدیم. از همان روزهای اول جنگ من وارد میدان شدم و پا به پای جوانانمان جنگیدم. چند سالی گذشت و من خسته شده بودم و از کار افتاده. برای همین همراه با تعدادی از دوستانم به پادگان نبی اکرم میبد رفتیم. دیگر کمتر کسی از من سراغ می‌گرفت. انگار فراموش شده بودم. من فقط به درد میدان نبرد می‌خوردم. نزدیک چهل سال گذشت و روزگار بر من همینطور می‌گذشت. دلم می‌خواست خودی نشان بدهم و به چشم بیایم، اما راهش را نمی‌دانستم. در یکی از روزها، همهمه‌ی عجیبی در پادگان شروع شد. فهمیدم خبرهایی شده. از حرف دو سرباز فهمیدم که باز هم جنگ شده و باید همه آماده باشند. نمی‌دانستم خوشحال باشم یا ناراحت. موقعیت خوبی بود تا خودی نشان بدهم و به همه بفهمانم هنوز هم من به کار می‌آیم. بالاخره به سراغم آمدند. نگاهی عاقل اندر سفیه به من انداختند و گفتند: باید آماده بشی و بری دنبال یه ماموریت جدید. از شنیدن این حرف، ذوق زده شدم. وقتش بود. لباسهای کهنه و رنگ و رو رفته‌ام را گرفتند و یک دست لباس سبز نو به من دادند. آماده رفتن شدم. درست مثل روزهای جوانی ام شده بودم. باید به یکی از موکب‌های شهر که اسمش انصارالمهدی بود، می‌رفتم. همه چیز فرق کرده بود. برای خودم کسی شدم و دورم حسابی شلوغ، من برایشان یادآور روزهای جنگ بودم. نسل جدید بیشتر عاشقم بودند و برای عکس گرفتن با من به صف می‌ایستادند. دوماه گذشته و من همچنان در موکب مهمان هستم. هر شب که می‌گذرد جمعیت شلوغ تر از قبل می‌شود. آدم‌های امروز حتی از زمان جنگ هشت ساله هم مقاوم ترند. به حرف‌های مردم گوش می‌دهم. انگار پیروزی دیگری در راه است و این جنگ نیز قرار است به زودی پایان یابد. دروغ چرا، من نگرانم. نگران آینده‌ی خودم. اینکه بعد از جنگ چه سرنوشتی در انتظار من است. آیا قرار است باز به جای قبلی خود برگردم و باز افسرده شوم؟ من دلم برای تمام این روزها تنگ می‌شود، برای همه کسانی که دورم را شلوغ می‌کردند تنگ می‌شود. حتی دلم برای اون کسانی که به پشتم سوار می‌شدند و صدای تیر در می‌آوردند، تنگ می‌شود. اما به تیربار بودن خود افتخار می‌کنم. در روزهای جنگ ایران و عراق که کنار رزمنده‌ها جنگیدم و حالا وسیله ای برای سرگرمی کودکان شدم تا به یادشان بیاورم پدرانشان جنگیدند تا ایران بماند. ✍سرکار خانم ف. زارعشاهی
تعمیرات ۳۷ هزار واحد آسیب‌دیده به پایان رسید 🔹بنیاد مسکن: تاکنون تعمیرات ۳۷ هزار واحد تجاری یا مسکونی آسیب‌دیده در جنگ تحمیلی سوم به پایان رسیده و این فرآیند طبق برنامه تا پایان سال ۱۴۰۶ تکمیل خواهد شد. @Farsna
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فقط شما درخیابان نیستید؛🫵🏻 آنها هم هستند...!🤫🚫 🔻اثری از هنرجویان هوما🔻 💡 هوما | آکادمی هوش مصنوعی 🔮 ➖➖➖➖➖➖➖➖ 🆔 @HoomaAi ➖➖➖➖➖➖➖➖ 🔗 hoomaai.ir ➖➖➖➖➖➖➖➖
Kashani-14050211-ShahidLarijani-Hkashani_Com_1.mp3
زمان: حجم: 19.2M
❌️بیانات حجت الاسلام کاشانی در مراسم چهلم شهید لاریجانی که نگرش ها را عوض خواهد کرد... 🔻حتما گوش کنید و منتشر کنید...
تدابیر این مرد در این ۳۶سال باعث شد با بودجه نظامی ۱۰ میلیاردی، ابرقدرت نظامی دنیا با بودجه نظامی حدود ۱۰۰۰ میلیارد دلار را شکست دهیم 🗣 کاوه 🆔 @Shobhe_ShenaSi
با سلام. این ایام در تقویم ایران عزیزمان، هفته معلم ثبت شده است. بازار تبریک و تعارفات بسیار داغ است. در کلام، برایمان پرمهر می نویسند و در عمل نامهری می نمایند. گویا این مقوله هم دچار آفت شعارزدگی شده است. قلمم نمی گردد به رسم زمانه بنویسم. در وجودم خوف و رجاء در حال کشمکش اند. درست عمل کردن یا به رسم زمانه عمل کردن باعث آشفتگی ذهنم شده است. این جملات را ننوشتم که ناامید کنم، نوشتم که به خودم یادآوری کنم در جایگاه معلم نشسته ام ولی نمی دانم توانسته ام حداقل های معلمی را کسب کنم؟ نوشتم تا به خودم گوشزد کنم آیا به مسئولیت خود اندیشیده ام؟ آیا توانسته ام در این بازار بی مهری، بذر مهری بیفشانم؟ در دوران ناامیدی بذر امیدی بکارم؟ نمی دانم چگونه عمل کنم؟ در این بازار مکاره ای که مدعیان و تریبون داران اخلاق چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند آیا عمل آنها می تواند برایم دستاویزی برای سهل انگاری باشد؟ خدای من؛ می دانم در لبه پرتگاهم. هیچکس بیش از تو مرا نمی شناسد. اگر یاریم نکنی روزگاری خواهد رسید که کلامم ای کاش و همدمم افسوس خواهد بود. تنها یاریگر من تو هستی. خودت می دانی بضاعتی در پیشگاه تو برای ارائه ندارم اما سرمایه ای بزرگ دارم " رحمت تو بخشندگی تو و بنده نوازی تو". خدایا کمکم کن که اگر روزی بازخواست شدم و چیزی برای ارائه نداشتم در توشه من " تلاش برای بهتر شدن و به رسم زمانه نشدن" مایه دلگرمی من باشد. این ایام را خدمت شما بزرگواران و دغدغه مندانی که کمتر کسی دغدغه آنها را دارد تبریک می گویم و امیدوارم مصداق این کلام باشیم هر چند بسیار سخت است و امیدوارم ناممکن نباشد: " خواهی نشوی همرنگ ، رسوای جماعت شو". امیدوارم خداوند به همه ما این توفیق و توانایی عطا بفرماید. از خداوند مهربان عاجزانه می خواهم همه ما را یاری کند و عنایتی کند که لیاقت این جایگاه را داشته باشیم. ارادتمند شما: محمد ملاصادقی.