eitaa logo
ماه قصه‌ها/ جهاد علمی میبد/امامی
2.4هزار دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
6.1هزار ویدیو
477 فایل
آموزش چند بعدی/برای يادگیری و یاددهی نوین 📌آموزش در ۶ ساحت تربیتی؛ #هوش_مصنوعی #استعدادسنجی #سواد_رسانه #فهم_قرآن #بسیج_علمی_پژوهشی_میبد ارتباط باما: @sijima
مشاهده در ایتا
دانلود
80 ثانیه روضه دلم میخواست 👆😭😭
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 افشاگری پزشک رهبر انقلاب از علت مخالفت صریح آقای شهید با وارد کردن واکسن فایزر: بعد هشت ماه مشخص شد که ماده‌ای در واکسن فایزر هست که مانع بارداری دختران جوان ما خواهد شد
سبحان الله شما کی بودین آقا جان؟ 😭😭🇮🇷🇮🇷
آه از قابی که مردم رو میدیدیم، همه ی آدم هاخاص شده بودند. قابی متحرک با سکانس هایی چند ثانیه ای؛ که حس های نایاب را منعکس می‌کردند. اتوبوس ها آرام از میدان رهبر شهید می‌گذشتند. یکی با دست خداحافظی می‌کرد یکی گریه میکرد یکی زار می‌زد. صداها مبهم بود ولی التماس دعاها را میشد شنید. حتما خیلی ها می‌خواستند جای من باشند ولی واقعیتش من خودم نمیخواستم جای خودم باشم. راهی که میرفتیم ته اش میشد باور رفتن آقای اُمید. روزها با خود تکرار کرده بودم شاید آقا برگردد و با پیامش دلمان را قرصِ قرص کند. حالا مقصدمان شده بود دیدن امام شهیدمان در تابوتی مزین به پرچم ایران. ما این تصویر را زیاد دیده بودیم ولی همیشه آقا می آمد و برای تسکین غممان اُمید را به رگ هایمان تزریق می‌کرد. شده ایم مصداق بارزِ واژه ی آه. آن ها که مانده اند آه میکشند ما هم که می‌رویم آه. ✍سرکار خانم ز_ الف
پله های مصلی ی تهران را بالا می‌رویم. دفعه‌ی اولی هست که به اینجا آمده ام. آرزویم بود نماز عید فطر را به امامت آقای شهید بخوانم، ولی نشد که نشد. چشمانم همکاری نمی کنند تقریبا همه چیز را سفید میبینم. جلوتر می‌رویم خشکم می‌زند. نمی‌شود جلوتر رفت.‌ آقا در راس مراسم به مردم نگاه می‌کنند. خوبیش این هست که اینجا می‌شود به راحتی فریاد زد. سند بی گناهی رهبرم تابوتِ کوچکِ زهراست. چقدر این تصویر تداعی گر کربلاست. چه طور شده که ما هنوز زنده ایم! ✍سرکار خانم ز_ الف
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌐 برسون خودتو مرد... برسون هرجایی هستی. فردا و پس‌فردا وقت هست. 🚩 🚩 ‌‌‌‌‌‌‌‌┄┅═☫❁✾❅❃◍⃟🇮🇷❃❅✾❁☫═┅┄ 🌍 https://eitaa.com/mashar_yazd
19.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«باید برخاست» این بار به زبان انگلیسی؛ از هیئت‌های آمریکا تا اجتماع عاشقان حسین(ع) در کشورهای مختلف🏴 📝«باید برخاست» این بار به زبان انگلیسی؛ روایتی که در شب‌های محرم، در هیئت‌هایی از ایالت‌های مختلف آمریکا زمزمه شد و هم‌زمان، هم‌نوایی دل‌هایی را از کشورهای مختلف جهان به تصویر کشید؛ مردمی که در سوگ رهبر شهید انقلاب و در همدلی با ایران، به میدان آمدند و نشان دادند که این اندوه، محدود به یک سرزمین نیست.
ساعت ۴ صبح بود که پا در مسیر بی‌پایان خیابان‌ها و متروی لبریز از جمعیت گذاشتیم. گویی تمام تهران به سمت مصلی سرازیر شده بود. وقتی رسیدیم، درهای مصلی بسته شده بود و خیابان‌های اطراف، جای سوزن انداختن نبود. دریایی از آدم‌ها که همه به عشق رهبرشان آمده بودند. ناچار به بوستانی در همان نزدیکی پناه بردیم تا نفسی تازه کنیم. برایم سوال بود این خیل جمعیت از کی راه افتادند. صحنه‌ای که دیدم پاسخ سوالم بود. زمین بوستان، بستر آدم‌هایی شده بود که از هر گوشه‌ی ایران خودشان را از شب قبل رسانده بودند تا نماز بر پیکر رهبر شهید را از دست ندهند و از خستگی روی زمین خاکی خفته بودند. فرقی نمی‌کرد که بودند و چه سمتی داشتند. در میان آن جمعیت، چشمم به روحانی‌‌ای افتاد که عمامه‌اش را بر خاک نهاده و عبایش را زیرانداز تنش کرده بود تا دمی بیاساید. آدم‌ها امروز جور دیگری بودند، جوری که شاید هیچ‌کدام‌شان تا آن لحظه در عمرشان نبودند. مهم فقط این بود که در دریای خروشان عاشقان ولایت باشند و بس. ف. زارع شاهی
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لنز دوربینش دیگر تاب دیدن این‌همه سوگ را نداشت. دوربین را پایین آورد، میان جمعیت نشست و شروع به گریستن کرد؛ انگار دوربین، سنگینی اندوه آدم‌ها را برایش غیرقابل‌تحمل کرده بود و دیگر طاقت ثبت کردن نداشت. ف. زارعشاهی
آمدند تا گل‌ها را نثار تابوتت کنند؛ اما وقتی شلوغی را دیدند، آن‌ها را بر قاب عکست نشاندند تا داغ نرسیدن گل به تابوت را با وصال به قاب عکست التیام دهند. ف. زارع شاهی
آن لیوان آب، تنها داروی بغض گلویم بود. روی آن نوشته بودند یادش گرامی. با هر جرعه، ذره‌ای از آن اندوه سنگین، به یادش در وجودم آرام گرفت. ف.زارعشاهی