خوش امدی به خونه کوچیک من 🏠 ✨
>مَــن کیم و اینجا کجاس؟!
موندگار باشید، دُخـترا🫂❤️
داستان آشنایی مون 🫂 💞
قسمت 4⃣
به یکی از رفیقام که بهش اعتماد داشتم همه ماجرا رو گفته بودم؛
گاهی باهاش مشورت میکردم.
از بین دوستام فقط اون میدونست چه هیاهویی توی ذهنم به پاست😵💫
روز به روز میگذشت و هی استرس من زیادتر میشد 😶🌫
یه جورایی میخواستم بله رو بگم ولی میترسیدم....
آخرش کار خودم رو کردم 😂
رفتم پیش خاله ام و گفتم جوابم نه هست.
خالم گفت اشکالی نداره...
چند روز بعد خالم و پسر خالم دوباره آمدن خونه مون.
پسر خالم یکم باهام حرف زد و گفت دوباره فکر کن، شاید نظرت تغییر کرد، اگر تغییر هم نکرد دیگه ادامه نمیدم 🤥
روزها گذشت و هی به حرفاش فکر میکردم....
خلاصه که اون چند روز گذشت و روز موعود رسید....
اینقدر استرس گرفته بودم که احساس میکردم هر لحظه ممکنه قلبم از سینه بزنه بیرون😂❤️🔥....
مَـثلا یه همچین آرامشی زیر آسمون آبی 🌫️
(:عصر تابستونی تون بخیر 🍒
#روزمرگی
شما نپرسیدید ولی خودم میگم🍒
>دلیل انتخاب اسم "ماه بانو" برای کانال؟!
من این اسم رو الکی روی کانال نزاشتم؛ نه از توی اینترنت پیدا کردم و نه از کسی پیشنهاد گرفتم 💁🏻♀
زمانی که تازه نامزد شده بودیم، نامزدم اسم منو توی گوشیش ماه بانو سيو کرده بود
و میگفت تو برام مثل ماه میمونی💞
این شد که ماه بانو برام یه کلمه خاص شد و اسم کانالم رو ماه بانو گذاشتم 🌿
داداشم از خواب بیدار شده میگه
"فاطمه دمت گرم تو دریا نجاتم دادی!!"
بعدش دوباره گرفت خوابید😂🤥
#روزمرگی
یکے از قشنگترین شکر گزارها اینـہ کـہ بگے :
خدایا ممنونم برای دلی که هیچوقت بد کسی رو نخاست :)
همینقدر ساده ،همینقدر عمیق ✨🤍
#دلی
داستان آشنایی مون 🫂 💞
قسمت 4⃣
بله رو دادم و🥲❤️...........
بله رو دادم، ولی باید آزمایش هم میرفتیم تا مطمئن بشیم مشکلی نیست.
چند روز بعد رفتیم آزمایش،
خیلی استرس داشتیم که نشه.
از هر دومون خون گرفتن رو گفتن و سه ساعت دیگه بیاید جواب اولیه رو بگیرید.
اون سه ساعت برام اندازه سه سال گذشت...
رفتیم، گفتن خوبه اما جواب اصلی بود که تکلیف ما رو روشن میکرد😓
راستش اون یه هفته واقعا سخت گذشت، جونمون به لب مون رسیده بود😔
رفتیم جواب اصلی و گرفتیم و خداروشکر مشکلی نبود😭😍💞
این خبر بهترین خبری بود که توی عمرم شنیده بودم🥲❤️