بعد باشگاه با خانوم M نشستیم توی باشگاه حرف زدیم☝️🏼
یک ساعت و خوردهای بعد رفتیم خونههامون(به خیال خودم)
خانوم M رفت خونشون من موندم و کلی خرید🙏🏻
هرچی پلاستیک پر وسیله بود گرفتم دستم تا خونه اوردم(انقدر مامانم و دوستش لفتش دادن که از ساعت 6 تا 8 بیرون بودیم)
و 8 برق رفت و شهر توی خاموشی فرو رفت، مثل منطقههای متروکه توی فیلما شده