eitaa logo
دانلود
قبل زنگ اول بچه ها رفتن دمپاییاشونو که از سال پیش تو کلاس گذاشته بودن شستن که پا کنن
زنگ سوم هم علوم با معلم جدید
گرخیدم اون رنگ
خیلی وحشتناک بود😭😭😭
خیلی سخت گیر بود
خب زن تو بیا کلاس بعد شروع کن درس دادن
بعد وای وای رفتیم نماز بخونبم😭🤣🤣🤣🤣
泥嚎🇮🇷
وایییی فقط حرف زد 😭
بهمون میگفت نمیخوام بهتون مشاوره بدم و نصحیتتون کنم ولی تنها کاری که کرد این دو تا بود 😔
رفیقام دمپایی پاشون بود و زود بیرون آوردن رفتن تو بعد من یه کم طول کشید تا کفشمو درارم و تو که رفتم با قیافه درمونده رفیقم روبرو شدم
یکی از سال پایینیا بهش گفته بود بنانا🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
اصلا نمیدونم چرا یا چطور هیچ کدومشون هم همدیگرو نمیشناختن فقط انگار رفیقم او نماز خونه تو رفته و یه دختره سال پایینی بهش گفته بنانا🤣🤣🤣🤣🤣