رهآیی*
راستی اد جدید داریم اگه دوست داشتین خودتونو معرفی کنید
به نام حزن منو بشناسین:) 🤍
مالک چنل هیمان .
به خدا گفتم: یه روز از عمرم کم کن بزار بهش برسم..
گفت: نمی شه
گفتم: پنج سال از عمرمو کم کن بزار بهش برسم.....
گفت: نمی شه
گفتم: پانزده سال کم کن
گفت: نمی شه
گفتم همه ی عمرمو بگیر فقط بزار یه روز پیشش باشم...))
خدا بغض کرد و گفت:
چیکارکنم وقتی نمیخوادت💔:)))))))
فراموشت کردم.
اما پروفایلتو نگاه میکنم.
فراموشت کردم.
اما تاریخ تولدتو اسمت رمز گوشیمه.
فراموشت کردم.
اما آنلاین بودنتوچکمیکم.
فراموشت کردم.
اما وقتی بحث دربارهی تُ با دقت گوش میدم تا ع حالت با خبر بشم.
فراموشت کردم.
اما هنوز بت فکر میکنم.
فراموش
خسته ام
از زندگی....
از آدما ......
از خودم.....
از آدم بودنم.....
از بیهوده بودن.....
از شکسته شدن.....
از پودر شدن.....
از شکستن قلبم......
شاید ما صد هزار بار میخورید زمین اما خدا دستمون رو گرفت و ما اسمشو گذاشتیم شانس 💔💔💔)
عشقهای پنهان،
عجیبترین عشقهای جهاناند...
نه دستی را میگیرند،
نه نامی را صدا میزنند،
نه سهمی از آغوش دارند.
فقط هر شب،
در سکوتِ قلبی خسته،
هزار بار زندگی میکنند
و هزار بار دلتنگ میشوند.
بعضی دوست داشتنها
آنقدر عمیقاند
که به زبان نمیآیند؛
فقط در نگاهها پنهان میمانند
و تا آخر عمر،
بیصدا عاشق میمانند...