راعِــد!
/..
/مشکی.
آنها همه به دنبال دنیایِ رنگها بودند که در تاریکیِ آن شبِ بارانی، چَشمهای مشکیاش پیدا شد و باید با قلبم خداحافظی میکردم. اینکه چه زمانی تمام احساسات من را از آنِ خودش کرد نمیدانم، فقط میدانم که دنیایِ تاریکِ او از هر رنگی برایِ من شیرین تر بود. اگرچه زبانی تند داشت و گاه و بیگاه زخم میزد بر روحِ من، اما همهٔ دار و ندارِ این بیست و هفت سال زندگیام با آن دو تیلهٔ مشکی که قلب مرا ربودند، برابری میکرد. پس از جانب جنون که به آن نگاه کنی، اگر آن هفت تیرَش را روی سینه ام به قصدِ کُشت میگذاشت، با افتخار میپذیرفتم و تسلیمِ او میشدم چون این است ذاتِ دیوانگی.
-راعِدنوشت.
@raaeiid-
راعِــد!
/مشکی. آنها همه به دنبال دنیایِ رنگها بودند که در تاریکیِ آن شبِ بارانی، چَشمهای مشکیاش پیدا شد
https://t.me/kerenoof
برای شما.٫کانال تلگرامی ٫
راعِــد!
/ترس. میبینی؟ همه از من میترسند. با هرکه دستِ دوستی دادم زود پوچ شد.حیف که تمام من تاریکی است. من
برداشتتون از این متن چی بود؟
https://eitaa.com/raaeiid/405
شما یک خونآشام یا حضرت عزرائیل هستی
شایدم قاتل تفریحی
/شما گفتین.
....
خوبه، نزدیکه ، بقیه چی؟
بچههای ناشناس، میدونم منتظرین تا بنویسم، مینویسم به محض اینکه ی مقدار روحم آروم شه.
راعِــد!
/هر کتاب برایَش مانند یک نخ سیگار بود. @raaeiid-
الان میگن وا.
-سیگاری نیستم دوستان، فقط قهوه.