/از تفریحاتم اینه که میرم پینترست و دنبال عکسهایی میگردم که احساس میکنم بخشی از وجودم اگه قرار بود عکس بشه، اون میشد.
-رندوم.
دلم میخواد بگم شما بگین من براتون بنویسم!
/شما گفتین.
....
من کلمه بگم شما بنویسین برام؟
https://eitaa.com/raaeiid/449
بلی
/شما گفتین.
....
چه عجیب!
جالبه، قبلش دوست دارم انگیزت رو بدونم برا این کار، اگه دوست داشتی بگو.
-روح.
https://eitaa.com/raaeiid/450
چرا عجیب؟!
مینویسم خودمم.
/شما گفتین.
...
بسیار هم عالی، بنویس.
از این جهت که سابقه نداشت ممبر بگه برا ادمین مینویسم.
شروع شد!
از نوک انگشتان پاهایش.
ناخنهایش داشتند میشکستند. دستهایش را هر چه خواست ببرد سمتشان تا بلکه این درد وامانده کم شود نشد، نتوانست. همانطور نیم خیز خشکش زد. ساق پاهایش تیر کشیدند، نه؛ انگار یک نفر چاقو برداشته بود به جان رگ و پیِ عضلاتش. تیغهی کمرش را هم درید.افتاد روی تخت. سرش را چرخاند سمت سایهی کنارش. سایه هم. زیر لب گفت: پس روح که میگویند تویی؟!
/شما نوشتین.
....
خیلی ایولا داری.
موضوعیت کلیش باحال بود، انتخاب موضوع و این نگاهت نسبت به روح مورد پسند بود.
از جسم و روح جالب داستان ساختی.