eitaa logo
ربط عاشقی 🇵🇸
3.2هزار دنبال‌کننده
6.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
109 فایل
ربط دل من و تو ربط عاشقی‌ست/اینجا سخن ز کهتر و مهتر نمی‌رود رهبرحکیم انقلاب ۹۲/۲/۲ بانوان ستاد جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی استان اصفهان ارتباط با ادمین: @jebhe97
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 سازمان فضای مجازی سراج؛ مرکز امور بانوان اصفهان برگزار می‌کند: 🎉نشست صمیمانه با خانم کجوری مالک برند زرهوک🎉 📉در شرایطی که مسئله اقتصاد مهمترین مسئله کشور است راه اندازی مشاغل خانگی نه تنها به اقتصاد خانواده بلکه به اقتصاد کشور هم کمک می کند و در کنار افزایش توان اقتصادی خانواده بی شک اعتماد‌به‌نفس اعضای این نهاد مهم را بالا میبرد. 💻بستر فضای مجازی یکی از مناسب ترین بستر ها برای عرضه محصولات خانگی است. 🎤 به همین منظور با خانم کجوری مالک برند «زرهک» همراه می شویم تا از تجربیات این بانوی بزرگوار استفاده کنیم. ⏳زمان: ۱۷ مرداد ۱۴۰۰ ساعت ۱۷ الی ۱۹ 📝جهت ثبت نام از طریق لینک زیر اقدام کنید: http://wmc.serajeduc.ir/fa/form_data/add/form_id=562 @rabteasheghi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📖 می‌گفتند داستان زندگی‌اش از انتهای آن آغاز می‌شود از انتها یعنی درست زمانی که داعشی‌ها را مورد خطابش قرار داد و گفت: "اگر قرار باشد برای بازگشت پیکر هادی‌ام با شما وارد معامله شوم، سر شهیدم را مانند ام‌وهب به سوی خودتان پرتاب می‌کنم." ⚜ اما من معتقدم نه! داستان زندگی "شاهزاده احمدی" در قصه این روزهای ما از همان اولش مَثَل شده است. از همان اول یعنی از وقتی که پا گذاشت در قصر آرزوهایش. آرزوهایی که شاید فکرش را هم نمی‌کرد که روزی بخواهد آجر به آجرش را با پسرعمه خود بالا ببرد... 💢 روزی که هادی به خواستگاری شاهزاده‌خانم آمد هنوز صدای توپ و تانک صدامی‌ها در گوش ایران صدا می‌کرد. خانواده احمدی اهل اهواز بودند. پدر خانواده تازه دخترکش، شاهزاده‌خانم را از اهواز به تهران آورده بود تا خم بعثی‌ها به ابرویش نیفتد. هادی که به خواستگاری آمد، هیچ‌کس نفهمید چطور شاهزاده‌خانم قصر رویاهایش را از پایتخت برد به سمت شوشتر! به سمت شوشتر؛ درست جایی که پسرعمه‌اش هادی، یار و همسفر این روزهایش رخت نظامی‌گری بر تن کرده بود و اسلحه به دست جلوی بعثی‌ها ایستاده بود. 🗓 روزها گذشت و بعثی‌ها رفتند و رخت نظامی‌گری ماند بر تن هادی. ماند بر تنش تا دودوتای مقاومت از حساب زندگی‌اش نرود. و شاهزاده‌خانم قصه ما از آن روز کارش شد غبارروبی رخت نظامی همسرش تا دست سیاه روزگار گرد و غبار را بر سر و رویش نیاورد! ⭕️ بعثی‌ها که رفتند تکفیری‌های داعشی جایشان را گرفتند. هادی خبرها را که می‌شنید دلش تاب نمی‌آورد. در ذهنش بود که باید دوباره رخت نظامی‌گری را قواره تنش کند. شاهزاده‌خانم فهمیده بود. می‌دانست کار، کار خودش است. مردها را چه به دوخت و دوز و اندازه زدن؟! دلش را قیچی کرد و قلبش را به لباس هادی وصله زد. می‌خواست قصرش را بار بکشد به سوریه. می‌گفت: "من خادم می‌شوم و هادی پاسدار"! اما فایده نداشت سوریه جای شاهزاده خانم‌ها نبود! چاره‌ای نبود! شاهزاده خانم باید پادشاه قصرش را روانه می‌کرد. 🚩 همان سال‌های ۹۳ بود که زمزمه‌های هادی شروع شد. زمزمه‌هایی که گوش شاهزاده‌خانم از شنیدنش طفره می‌رفت. هادی به دوستانش می‌گفت: "اگر من شهید شوم پیکرم را نمی‌آورند"! شاهزاده خانم از همان جا بود که فهمید هادی، راهش را حسینی کرده است پس اوست که باید زینبی‌وار ادامه‌اش دهد. خودش را آماده کرد. به نظرش می‌آمد حالا که قصر آرزوهایش را در کربلای هادی نبرده است باید خیمه هوش و حواسش را تماما به میدان ببرد. شاهزاده خانم از همان روز بود که خواب را بر چشم‌هایش حرام کرد. خوابی که به گمانم خودش هم روسیاه بود از آمدنش در چشمان منتظر شاهزاده‌خانم. شاهزاده‌خانمی که مادر سه فرزند بود از هادی. 💢 خبرش آمد اما نه از خودی‌ها! از غریبه‌های تکفیری. فیلم پیکر بی‌جان هادی را فرستادند و گفتند: "این سردار شماست. هادی کجباف. اگر پیکرش را می‌خواهید یک و نیم میلیارد پول را حواله کنید به حساب‌هایمان." شاهزاده خانم خبر را که شنید چادرش را محکم‌تر کرد. صدایش را کلفت‌تر کرد. یک و نیم میلیارد را برد در حساب کتاب شاهزادگی‌اش. دودوتایی که هادی به او یاد داده بود در حساب داعشی‌ها چهارتا نبود! 🔆 تصمیمش را گرفت. قصر شاهزادگی او استوارتر از این بود که برای بودنش خود را وامدار تکفیری‌ها کند. قرار بود این پول خرج تجهیزات و مهمات برای تکفیری‌ها شود. شاهزاده‌خانم راضی نمی‌شد این پول صرف کار دیگری شود. پس راه زینبی‌اش از همین روز آغاز شد. به داعشی‌ها گفت: "روح هادی در پیشگاه خدا در عزت و عافیت است؛ چه نیاز به جسم خاکی. از پیکر هادی می‌گذرم و او را به خدا می‌سپارم." و "شاهزاده احمدی" تنها زنی نبود که همسرش را اینگونه بدرقه عافیت کرد. 🖊 لطیفه‌سادات مرتضوی @rabteasheghi
❇️ مسئله‌ی اصلی، کلید اصلی، اینجا است:حضور مردم در همه‌ی مسائل، حل‌کننده‌ی مشکلات است. آن چیزی که را تأمین بکند، مردم را تشویق به حضور در عرصه و در بکند -میدان‌های مختلف مورد ابتلای کشور- مغتنم است. و حضور مردم هیچ جایگزین دیگری ندارد؛ هنر اصلی انقلاب هم همین بود؛ هنر اصلی انقلاب این بود که جمهور مردم را از یک مجموعه و توده‌ی منفعل و مصرفی و فاقد یک نگاه ملّی و عمومی، تبدیل کرد به یک مجموعه‌ی پُرانگیزه، علاقه‌مند، همّت‌دار، هدف‌دار، آرمان‌خواه، و وارد میدان کرد؛ کار بزرگ انقلاب این بود. 🎙 رهبر معظم انقلاب، ۱۲ مردادماه ۱۴۰۰ @rabteasheghi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 شِمرون کُناردون داستانی از زندگی جهادگر شهید امیرمحمد اژدری ✨ دو سال پیش وقتی در حین ماموریت آسمانی شد ۲۵ساله بود؛ اما به گفته‌ی اطرافیانش که او را به خوبی می‌شناختند، بیش از دوبرابر سنش برای رفع محرومیت از چهره‌ی شهر و کشورش تلاش کرده بود. مدارس بسیاری در نقاط محروم تأسیس و اردوهای جهادی پزشکی و دندانپزشکی بسیاری برای نقاط محروم راه‌اندازی کرده بود و همه جان و عمرش را برای کارهای جهادی گذاشته بود؛ این در حالی بود که او به اصطلاح "بچه‌بالاشهر" بود و از قشر مرفه جامعه محسوب می‌شد. 🔻 مسئولیت گروه پزشکی و درمانی و مسئولیت گروه عمرانی امام رضا(ع) را داشت و عضو شورای مرکزی قرارگاه بود. او در حادثه زلزله کرمانشاه نیز از پیش‌گامان جهادی برای کمک به مردم زلزله‌زده بود. 📖 داستان "شمرون کناردون" از زاویه دید شخصیت اصلی روایت می‌شود؛ سفر آخر شهید اژدری آغاز داستان است و در ادامه به فعالیت‌های جهادی گذشته ایشان باز می‌گردد. @rabteasheghi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💫 قدم‌زنان در کوچه پس‌کوچه‌های شهر دنبال گمشده‌ی خود می‌گردم! گمشده‌ای که نمی‌دانم چیست! نمی‌دانم کجاست؟ فقط می‌دانم نیست! فقط می‌دانم باید باشد تا این دلِ پریشان و پُر هیاهویم را سامان بخشد! حس غریبگی‌ام با دنیا و آدمیانش را تسلی دهد! دستی روی سرم بکشد و آرامم کند! من او را با تمام وجود می‌خوانم! فریاد می‌زنم ولی او همچنان گمشده‌ی من است! 🍂 روی زمین می‌نشینم! یله و رها! چه اهمیت دارد خاکی شدن، مسخره شدن، طرد شدن... همه‌ی شدن‌ها در برابر پیدا نشدن او پوچ‌اند... شاید باید بغضم را رها کنم، مویه کنم در فراقش اما... همین که اشک اسیر چشمان منتظرم می‌شود، در لحظه‌ای کمانه می‌کند و سر از ناکجاآباد در می‌آورد و می‌رسد به همان آرزوها و خواستنی‌های بی‌ارزش و تمام ناشدنی دنیا... و او دوباره کم کم برایم ناپیدا می‌شود... و شاید بهتر است بگویم من کم کم، گُم می‌شوم... فأین تذهبون ﴿۲۶﴾ ❓پس به کجا می‌روید؟ به کجا چنین شتابان؟ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ ﴿۲۷﴾ 📖 این قرآن برای شماست! برای ذکر! برای برگشتن! برای فهمیدن! برای تمامی مردان و زنان عالم لمَن شَاءَ مِنکُمْ أَن یَسْتَقِیمَ ﴿۲۸﴾ 🚩 برای کسی که شاء و اراده‌اش، طلب قیام است. بلند شده که بایستد و ایستاده بماند. تکاپوی رسیدن را دارد و اوست که حقیقتا ارزش قرآن و رسول را می‌فهمد! وَ مَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَن یَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ ﴿۲۹﴾ 💢 و این خواست باید در چهارچوب اراده‌ی رب‌العالمین باشد! نمی‌شود توجه‌مان به دنیای بی‌ارزش باشد و شاءمان به قرآن و قیام باشد. خدا قانون و مشیتی دارد که طبق آن خواست شما فعال می‌شود...!!! 🍁 همین‌طور دست روی دست گذاشته‌ام! تنها یک گوشه‌ای نشستم و هوس امام‌دار شدن کرده‌ام! آری! تنها هوس! الغوث الغوث‌هایی که فقط لحظه‌ای اعتبار دارند و بعد به کلی فراموش می‌شوند! أدرکنی‌هایی که از جنس غم فراق او نیست! دعا می‌کنم، گریه می‌کنم، ضجه می‌زنم اما فقط برای خودم! و اینجاست که باید محکم به این خود عزیزشده، نهیب زد: فأین تذهبون؟!!... 🙏 اماما ببخش اگر فقط نشسته‌ام و ظهورت را فریاد می‌زنم! ببخش برای قیام نکردن، برای مهجور ماندن کلام خدا بر روی زمین! در بین امت رسول‌الله... ببخش که ولی را نشناختم، ولایت را نفهمیدم! و تنها آن را در بحبوحه‌های حساس زندگی دنیا و برای دنیا خرج کرده‌ام... شرمسارم! شرمسار عمری که گذشت و تو را ندید و نشناخت... شرمنده‌ام مولای مهربان من... 🖊 ز . ک @rabteasheghi
🔰 مجمع ملی فعالان جمعیت برگزار می‌کند: رحمت به مادرم که مرا مجلس تو برد این شوق نوکری اثر شیر مادر است 💠 وبینار هیأت و مسأله جمعیت بررسی ظرفیت‌های هیأت در کمک به مسأله جمعیت و فرزندآوری 🔸کارشناسان: سرکار خانم دکتر موحدی حجت الاسلام سیدحسین موسوی 🔹کارشناس مجری: حجت الاسلام مسلم منفرد 🗓 زمان: شنبه ۱۶ مردادماه ۱۴۰۰ ساعت ۱۵ 🔗 لینک حضور: 🌐 live.24on.ir/?eitaafly @rabteasheghi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🚩 السلام علیک یا اباعبدالله الحسین 🏴 در ایام محرم با اعضای خانواده در منزلتان روضه بگیرید‌. 🎙سخنران جلسه از طرف مجموعه به صورت صلواتی اعزام خواهد شد. 📱جهت درخواست سخنران عدد ۱ را به سامانه ۵۰۰۰۱۰۴۰۱۲۲ ارسال نمایید. @rabteasheghi
🚩 پویش‌ هر خانه‌ یک‌ پرچم 🏴 به مناسبت شروع ماه عزای اباعبدالله‌الحسین (علیه‌السلام) 🔰 همشهریان محترم می‌توانند برای درخواست پرچم با شماره زیر تماس حاصل نمایند. ۰۹۳۰۲۴۱۰۴۵۷ 🚩 هزینه هر پرچم ۸۵۰۰ تومان سایز ۹۰×۵۰ @rabteasheghi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا