و ناگهان دیگر نمیخواهم هیچکس مرا آنقدر عمیق بشناسد ؛
و این عجیب است ،
چون همیشه دوست داشتم کسی روحم را بفهمد و با آن پیوند بخورد...
بهصبحنمیرسداینشب
پایاننمییابداینعشق،
چهبرسَرمانخواهدآمدتاصبحخداداند!
این غزل ها به خدا مفت نمی ارزیدند
اگر این دختر و این عشوه و این ناز نبود
روز دختر مبارکتون باشه♥️🙂.
اما عزیزِ من؛
اندوه فقط به شکل اشک درنمیآید،
گاهی اوقات غم به شکل سکوتِ طولانی،خوابِ بیاندازه یا بیداریِ بیاندازه،دوری کردن از دیگران، لرزشِ دستها و خیرهشدنِ طولانی به جایی درمیآید ..