یه مریضی هست بنام [یبار دیگه از اول چتاشو بخونم]
اینجوریه که روزی ده بار تو پیوی یه آدم هی چتاشو میخونی و لبخند ملیح میزنی : )
عمری دلم گرفت و کسی جز خودم نبود
یعنی که در مقابل من غیر غم نبود
در شهر خود غریبم و در خانه ام غریب
کم بود آشنایم و بیگانه کم نبود
با خود به گور میبرم این درد کهنه را
عمری دلم گرفت و کسی جز خودم نبود...