من همان تافته ی از تو جدا بافته ام
صاحب یکدل بی جان ترک یافته ام
بند زد قلب مرا چشم عسل گونه ی تو
میشود گم نشوی؟! تازه تورا یافته ام...
بحث بحث ِ زود رنجی نیست..
آدم فقط بعضی حرفا رو انتظار نداره از یه سری ها بشنوه، همین..
و چه غمانگیز است که آدمی تمام وقت خود را قوی و محکم نشان دهد؛ درحالی که از درون درحال فروپاشیست..
خوشبخت اگر خار بکارد ،
از بخت خوشش لاله و ریحان به در اید
بدبخت اگر مسجدی از آینه بسازد
یا سقف فروریزد و یا قبله کج آید...
من گریستهام،
آری مدتی است که
با هر ضربهٔ کوچکی، با هر بهانهٔ
اندکی به گریه میافتم ..
هستی اما کمرنگ
حرف میزنی اما تلخ
محبت میکنی اما سرد
چه اجباریست دوست داشتنِ من؟
«سکوت»انتهایمحبتکسیستکه
ازاوخشميداریم ..
اماتوانازدستدادنشرانداریم !