هردوی آنها در عذاب بودند؛
یکی برای فراموش کردن خاطرات
و دیگری چون نمیتوانست خاطراتش را فراموش کند ...
رَدِپـٰا؛
کم کم دارم میفهمم قدرته عشق از بقیه ی احساسا خیلی بیشتره. . .
تنها احساسی که قدرت نداره همون عشقه
-خستهام از اینکه هر بار میگم:
[ چیزی نیست ]
ولی خودم میدونم خیلی چیزاست؛
فقط دیگه حوصله ندارم برای ِکسی توضیحشون بدم .
- مرا جوری درآغوش بگیر که
انگار فردا میمیرم.
+ و فردا چطور؟
- جوری درآغوشم بگیر که
انگار از مرگ باز گشته ام.