رَدِپـٰا؛
با همین لبخند شیرینی که درمان من است بر سر دلهای بسیاری بلا آوردهای...
به دو چشم من ز چشمش چه پیامهاست هر دم
که دو چشم از پیامش خوش و پرخمار بادا ؛
چه بسا از سخنم، حوصلهات سَر برود؛
لیک، آنکس که بهزور آمده، بهتر.. برود
_مُضمَر
رَدِپـٰا؛
چه بسا از سخنم، حوصلهات سَر برود؛ لیک، آنکس که بهزور آمده، بهتر.. برود _مُضمَر
شعر ما شرح دقیق ز پریشانیِ ماست
صبرم از کاسهٔ آن، گاه کمی سَر برود!
_ بغضی که گریه نشه چی میشه ؟
+ میشه یه سنگ تو گلوت، میشه تنگی نفس، میشه سخت نفس کشیدن، میشه ساکت شدن، میشه سردرد، میشه کندن پوست لب، میشه کم آوردن، میشه بی حالی، میشه خستگی..!