شیخِ طوسی در الغیبة نقل کرده چنان زهر به بدنِ امامِ عسکری اثر کرد 28 بهار فقط از عمرش گذشته بود ...
براش ظرفِ آب آوردن آقایِ ما تشنه شد ظرف رو بلند کرد روایت میگه انقد دستاش میلرزید ... این ظرف مرتب به دندان هاش اصابت میکرد ...
ظرف رو رویِ زمین گذاشت خادم رو صدا زد درون حجره بیا ، مهدیِ من مشغولِ نمازِ سر به سجده گذاشته صداش بزن ...میگه وارد حجره شدم آقا پدرتون حالشون خوب نیست مهدیِ فاطمه آمد ... امامِ عسکری فرمود ای آقای خاندانِ من به پدرت آب بده ...ظرف رو بلند کرد به لب هایِ بابا آب گذاشت ...
امایه آقایِ دیگه هم می شناسم به لبهایِ مبارکش آب نرسید ..ظرفِ آب به دندان هایِ مبارکش نخورد ... اما اون نامرد چوبِ خیزران رو بلند کرد ... به لبُ دندانِ پسرِ زهرا میزد .. یه وقت زینب صدا زد : .... یا یَزید لا تَشَل ، مُنتَحیاً علی ثَنایا ابی عَبدالله علیه السّلام
روضه م تمام آری این امام با جیگر پاره پاره با لب تشنه اما لب تشنه از دنیا نرفت ... آب رو به لبان مبارکش رسوندند ... اما خود امام عسکری هم اون لحظه هایِ آخر ، هی گریه برا جد غریبش حسین می کرد ، آی حسین
6.64M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔برایِ اسمِ « حسن (ع) »،
حق نوشته غربت را
چه عسکری (ع) بشود
یا که مجتبی (ع) باشد 😔
🏴 #شهادت غریبانه ی یازدهمین اختر تابناک آسمان امامت و و لایت #امام_حسن_عسکری (علیه السلام) بر شیعیان راستین آن حضرت تسلیت باد.
🏴السلامُ عليكَ يا أبا القائم الحجة الإمام الحسن العسكري
گریستن با امام زمان(عج) در عزای امام حسن عسکری(ع)
""""""""""""
با جسم نحیف او چه کردی ای زهر
با طبع لطیف او چه کردی ای زهر
از سینه ی او شعله و آتش می ریخت
با قلب شریف او چه کردی ای زهر
'' '' '' '' '' '' ''
ای ز اندوه پدر خونین جگر یابن الحسن
داغدار هجرت روی پدر یابن الحسن
شعله های آتش زهری که در جانش نشست
بر وجود اطهرش می زد شرر یابن الحسن
ریخت اشک از دیدگان نازنینت چون گهر
تا شدی از رنج های او خبر یابن الحسن
بود آن مظلوم تنها ، در تمام عمر خویش
گاه در زندان ، گهی تحت نظر یابن الحسن
در غریب آباد شهر دردخیز سامرا
طایری در حجره می زد بال و پر یابن الحسن
گرد غمبار یتیمی زود بر رویت نشست
ای رخ ماهت فروغ هر سحر یابن الحسن
شمع چشمانش که بی سو می شدند از هر نسیم
شعله بر جان تو می زد بیشتر یابن الحسن
می سراید درد و اندوه تو را «یاسر» کنون
با شرار سینه و با چشم تر یابن الحسن
**
محمود تاری «یاسر»