#سبک_زندگی_شهدا
صدای اذان شنیده شد، خدمتگزار وارد اتاق شد و گفت: غذا آماده است، سرد میشود، اگر اجازه میفرمایید بیاورم.
❤️❤️❤️❤️
@ebrahimh
شهید رجائی فرمودند: خیر بعد از نماز، وقتی كه خدمتگزار از اتاق خارج شد، ایشان با چهرهای متبسم و دلی آرام خطاب به من فرمودند: عهد كردهام هیچ وقت قبل از نماز ناهار نخورم اگر زمانی ناهار را قبل از نماز بخورم باید یك روز روزه بگیرم.
#شهید_محمدعلی_رجایی
اهمیت به #نماز
❤️❤️❤️❤️
@ebrahimh
#سبک_زندگی_شهـــدا
شهید ابراهیم هادی مدتی در جنوب شهر معلم بود؛ مدیر مدرسه اش می گفت آقا ابراهیم از جیب خودش پول می داد به یکی از شاگردها تا هر روز زنگ اول برای کلاس نان و پنیر بگیرد! آقا هادی نظرش این بود که این ها بچه های منطقه محروم هستند.اکثرا سر کلاس گرسنه هستند. بچه گرسنه هم درس نمی فهمد. ابراهیم هادی نه تنها معلم ورزش، بلکه معلمی برای اخلاق و رفتار بچه ها بود. دانش آموزان هم که از پهلوانی ها و قهرمانی ها معلم خودشان شنیده بودند شیفته او بودند.
#شہداگاهےنگاهے💔
❤❤❤❤
@rafiq_shahidam96
❖﷽❖
🔹پدرم خيلے زيبا و مؤثر به ما تذکر مے داد؛
دعوا کردنش هميشه غير مستقيم بود؛
يعنے اصلا دعوا نمے کرد ؛
و سرمان داد نمے کشيد ...
🔹وقتے کار اشتباهے مے کرديم،
صدايمان مے کرد و ما را مے برد توےاتاقش،
مے نشستيم کنار هم ؛
بابا سوره ے والعصر را مے خواند ...
حالا من دل توے دلم نبود که من چے کار کردم!؟
آن قدر زيبا و با ادب حرف مے زد
که به خودم قول مے دادم ديگر اشتباهم را تکرار نکنم.
❤️شهيد سپهبد علے صیاد شیرازے❤️
📚 به رنگ صبح، ص۴📚
#سبک_زندگے_شهدا❣
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💌خاطرات شهــیدنوید:
(برگرفته از پیج اینستای همسرمحترم شهید):
بسم رب الشهدا
قرار بود بعد از اینکه رفتم سوریه بعد از سه روز زیارت باهم برگردیم تهران(حدود چهل و پنج روز قبل از شهادت)، اما جور نشد و آقانوید موندنی شد. تنها از سوریه برگشتم، در حالیکه خیلی از رزمنده ها با خانمهاشون برمیگشتند. خانواده خودم و آقانوید آمده بودند استقبالم فرودگاه. مادرشوهرم تا چشمش بهم افتاد که تنها از پله ها پایین میام، گریه امانش نداد. ازاون بالا دیدم که همینطور اشک میریزه. از مقدار وابستگی و محبت مادر پسری شان خبر داشتم و می دانستم همین مدت دوری هم برایش خیلی سخت بوده، چه برسه به الان که ببینه همه مسافرها برگشتند و نویدش، خانمش رو راهی کرده و خودش نیومده. وقتی رسیدم با گریه گفت تنها اومدی. کاش نویدمم باهات بود. یکی از دوستان آقانوید جلو آمد و گفت: حاج خانوم نگران نباش، نوید هم زود برمیگرده. الان شرایط سوریه خیلی آرومتر شده. مادرشوهرم با بغض گفت: دلم خیلی براش تنگه. بهش گفتم وقتی برگرده هفت دور، دورش میگردم و قربون صدقه ش میرم…
گذشت تا روزی که آقانوید برگشت، اما نه آنطور که انتظار می رفت. نتوانست مثلــ همیشه جلوی پای مادر عزیزش بلند بشه، اما مادر به قولش عمل کرد. به محض ورود به اتاق معراج، گفت برید کنار، من به پسرم قول دادم هفت دور، دورش بگردم...
سلامتی همه مادران عزیز شهدا صلوات…
🌷اللهم عجّل لولیک الفرج🌷
#سبک_زندگی_شهدا
#خاطرات_شهید
#شهیدنویدصفری
شهیدآنلاین| چله همگانی زیارت عاشـورا هدیه به شهـیدنوید
#فرهنگی_مجازی_هادی_دلها
#رفیق_شهیدم
✾✾࿐༅🍃♥️🍃༅࿐✾✾
@rafiq_shahidam96
✾✾࿐༅🍃♥️🍃༅࿐✾✾