eitaa logo
کانال شهیدابراهيم هادی ❤️رفیق شهیدم❤️
5هزار دنبال‌کننده
25.1هزار عکس
16هزار ویدیو
190 فایل
♡ولٰا تَحْسَبَّنَ الَّذینَ قُتِلوا في سَبیلِ اللِه اَمواتا بَل اَحیٰاعِندَ رَبهِم یُرزقون♡ شہـد شیـرین شـہـٰادت را کسانی مـے چشند کـہ..!! لذت زودگذر گنـٰاه را خریدار نباشند .. 💔 دورهمیم واسہ ڪامل تر شدن🍃 #باشهداتاشهادت ارتباط با خادم کانال👇👇 @Zsh313
مشاهده در ایتا
دانلود
یازهرا(س): رفتن به سن نیست به عشق است ! او سهمش پرواز بود ... آقا عزیزالله ... فروردین ۱۲۹۲ در رودبار به دنیا آمد در حد خواندن و نوشتن سواد داشت. میوه و تره‌بار فروش بود سال ۱۳۲۳ ازدواج کرد ... و صاحب سه پسر و پنج دختر شد. از طرف بسیج در جبهه حضور یافت بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۶۵ در بمباران هوایی هفت‌ تپه بر اثر اصابت ترکش و قطع پا به جمع آسمانی ها پیوست مزار او در گلزار شهدای‌قزوین قرار دارد پسرش شعبان هم به شهادت رسیده است. پیرمردان حبیب_لشکر_روح‌الله شهید_عزیزالله_رودباری روحش_شاد_با_ذکرصلوات ╔━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam96 @rafiq_shahidam96 🕊️🕊️🕊️ http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c ╚━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╝
ما هنوز شهـادت بی درد مــی میطلبیم غافل از انکه شهـادت را به جز اهل درد نمی دهند... 🕊 ╔━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam96 @rafiq_shahidam96 🕊️🕊️🕊️ http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c ╚━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╝
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
رمان گردان سیاه پوش راوی (خواهر شهید) قسمت بیست نهم پسرم رو به خودت میسپارم.« داداش جواد گفت: »حتی بچه های مذهبی هم با هم اختلاف پیدا میکردن.« گفتم: »چرا میگی اختلاف پیدا میکردن. مگه دیگه الان اختلاف ندارن؟« جواد با لبخند گفت: »برای اینکه با بودن داداش ناصر همه ی مشکلات حل میشه.« عباس کنجکاو از جواد پرسید: »مگه داداش ناصر چی کار کرده؟« جواد دستی به ریش پرپشتش کشید و گفت: »یه کار خیلی خوب. کانون هماهنگی انجمنهای اسلامی رو تشکیل داده. بچه های مسجد بالغی، مسجد صاحبالزمان، امامزاده علی، بچه های دانشکده، بچه های مسجد مهدیه، خالصه همه رو جمع کرده و یه کانون هماهنگی تشکیل داده. هر کدوم از این بچه ها هم نمایندهی خودشون رو توی کانون می ً فرستن و خلاصه کاملا کارهاشون با هم هماهنگ شده و اختالف سلیقه. هاشون از بین رفته.« ً گفتم: »واقعا ناصر مدیر خیلی قابلیه. چقدر داناست. بهترین کار رو کرده. چه فکر خوبی به ذهنش رسیده!« جواد گفت: »بهترین اثرش اینه که دیگه کسی تکروی نمیکنه. تازه بهتر جلوی منافقها می ً ایستن. مثلا همین دو روز پیش قرار بود منافقها رو به روی ساختمون عملیات سپاه توی چهارراه نادری شلوغ کنن. ناصر به نمایندههای انجمنها خبر داد و همه ی بچه های انجمن به موقع توی خیابون نادری جمع شدن. منافقها هم تا دیدند بچه های انقلابی جمع شدن، از ترسشون متفرق شدن و کاری نتونستن بکنن.« *** ناصر با تشکیل کمیته عضو فعال کمیته شده بود. بعد از کمیته هم سپاه تشکیل شد و ناصر وارد سپاه شد. خیلی زود فرمانده سپاه آبیک شد. آن زمان فریده هم در آبیک معلم بود. بیشتر وقتها با هم به آبیک میرفتند. بچه ی پنجم من هم به دنیا آمده بود. با داشتن پنج بچه من هم ادامه ی تحصیل دادم و دیپلمم را گرفتم و به دانشگاه رفتم. با اینکه ناصر فرمانده سپاه آبیک شده بود، ولی فعالیتهای انجمن اسلامی را هم داشت. تا اینکه امام فرمود بچه های سپاه نباید عضو هیچ حزب و گروهی باشند. ناصر مثل همیشه فرمان رهبرش را اطاعت کرد. از انجمن اسلامی بیرون آمد و تنها در سپاه خدمت کرد. بعدها فهمیدم که مدتی ناصر عضو حزب مجاهدین انقالب اسلامی هم بوده و در آنجا هم خیلی فعالیت میکرد، ولی با رفتن آقای شرعی و آقای راستی که از روحانیون و دوستان نزدیک امام خمینی بودند، ناصر هم از انجمن مجاهدین انقلاب اسلامی خارج شد. البته با روی کار آمدن بهزاد نبوی این حزب هم راهش را اشتباه رفت. هرچند دیگر ناصر عضوش نبود، ولی برای آن هم غصه میخورد. ناصر در سپاه هم کار فرهنگی زیاد انجام میداد. دعای توسل و دعای کمیل را برای هر هفته راه اندازی کرد. آنجا هم کتابخانه برپا کرده بود و نمایشگاه دههی فجر و کارهای دیگر انجام میداد. ادامــه دارد... ╔━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam96 @rafiq_shahidam96 🕊️🕊️🕊️ http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c ╚━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╝
رمان گردان سیاه پوش راوی (خواهر شهید) قسمت سی ام مبارزه با منافقین سال 1360 بود. ناصر با موافقان بنیصدر هر روز بحث داشت. بلندگو به دستش میگرفت و در میدان آزادی قزوین که به سبزهمیدان معروف بود، روی پله های پستخانه می ایستاد و علیه بنیصدر صحبت میکرد. یک روز که در خانه ی آقاجان بودم، جلال و جواد همراه ناصر به خانه آمدند. ناصر سر و صورتش زخمی و خونی بود. عزیز و من نگران جلو رفتیم و پرسیدیم: »چی شده؟« ناصر با خنده گفت: »هیچی بابا. نگران نشید. جلوی پام رو ندیدم و چندتا پله رو با هم خوردم زمین.« به جلال نگاه کردیم تا حقیقت را بگوید. جلال گفت: »ناصره دیگه. مگه نمیشناسیدش؟ از بس بلندگو دستش میگیره و علیه بنیصدر حرف میزنه، امروز طرفدارهای بنیصدر ریختند سرش و کلی کتکش زدن. خوبه که ما همون اطراف بودیم. کشاورز و غنچه و شاهرضایی هم کلی کتک خوردن. عده ی اون طرفیها بیشتر بود. خالصه به موقع به دادشون رسیدیم.« فرح که نامزد کرده بود و به خانه ی مادرشوهرش رفته بود، همان موقع به خانه آمد. تا ناصر را با آن سر و وضع دید، جیغ زد: »خدا مرگم بده، داداش ناصر چی شده؟« ناصر گفت: »خدا به دشمنت مرگ بده خواهر خوبم. چیزیم نیست، یه کم کتک خوردم. فکر نکنی داداشت کم آورد ها. کلی هم زدم و دلم خنک شد.« فرح رو به جواد گفت: »جواد جون بیا ناصر رو ببریمش دکتر.« جلال جواب داد: »من میخواستم ببرمش، ولی نذاشت. میترسم مغزش تکون خورده باشه. اون وقت دیگه بدبخت میشیم. همینطوریش کلی ما رو میخندونه، حالا دیوونه بشه ُ چی میشه؟« ناصر کمی اَدا درآورد و همه خندیدیم. عزیز کیسه ای پر از یخ آورد و گذاشت روی صورت ناصر. ناصر دست عزیز را بوسید و تشکر کرد. عزیز گفت: »به جای تشکر، مراقب خودت باش عزیزم. جیگرم خون میشه اینطوری میبینمت.« ناصر با صدای گرفته گفت: »عزیز آخه مگه نشنیدی بنیصدر وطن فروش چی گفته؟ گفته: باید زمین بدیم تا زمان بخریم. اون از خدا بیخبر باعث شده که خرمشهر اشغال بشه. توی این موقعیت مگه میتونم هیچی نگم و کاری نکنم؟ بنیصدر یک دشمن داخلیه، این رو باید همه بفهمن و بدونن تا دستش رو کوتاه کنن؛ تا عزلش کنن.« *** بالاخره بنیصدر عزل شد. شش روز از عزل بنیصدر نمیگذشت که واقعه ی هفتم تیر اتفاق افتاد. روز بعد از آن، ناصر به خانه ی ما آمده بود. همیشه اخبار را با دقت نگاه میکرد. من رفتم به آشپزخانه تا چای برایش بیاورم. یکدفعه ادامــه دارد... ╔━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam96 @rafiq_shahidam96 🕊️🕊️🕊️ http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c ╚━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╝
⚘اَللّٰہُـمَّ؏َجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَجـ‌⚘: ♥ . چہ‌گنبدۍ چہ‌ضريحۍ عجب‌ايوانۍ سلام حضرتِ ارباب ، گدا نميخواهۍ؟ :)🌱 . 💜اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ 💚وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ♥️وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ 💛وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ روزتون‌با‌برکت✨ سلام‌ارباب‌دلم ╔━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam96 @rafiq_shahidam96 🕊️🕊️🕊️ http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c ╚━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╝
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
•° حاجےجان؛ گداےِامروزخانھ‌ات‌منم هوایـےام‌کن... خستھ‌ام‌ازپرسھ‌زدن‌درهوایِ‌این‌شھرِپردود !' این‌سینھ‌ی‌سوختھ‌ازتاول‌گناه‌را تنھاهوای‌خوبِ‌توالتیامش‌مـےدهد این‌قلب‌پرازوصلھ‌های‌ناجور را نگاهِ‌قشنگ‌توسامان‌میبخشد...💔(: ………‹🌹🍃سردار دل ها ╔━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam96 @rafiq_shahidam96 🕊️🕊️🕊️ http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c ╚━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╝
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🕊 -دلـبستہ‌ۍعـشق،دلـبستہ‌ۍدنیانیست! زندگےختم‌به‌شھادت‌نشود،زیبانیست... ☁️🌱 ╔━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam96 @rafiq_shahidam96 🕊️🕊️🕊️ http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c ╚━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╝
از تو حرف می‌زنم چنان نوبرانه می‌شوم ، که بهار هم دهانش آب می‌افتد ... نوجوانان دفاع‌_مقدس 🌹 ╔━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam96 @rafiq_shahidam96 🕊️🕊️🕊️ http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c ╚━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╝
آمدم سمت حرم، مشکل خود رفع کنم موقع اذن دخولم خبر آمد، حل شد ...😍😍 السلام‌علیک‌یا‌علی‌ابن‌موسی‌الرضا ع چهارشنبه_های_امام_رضایی ╔━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╗ ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے. @rafiq_shahidam96 @rafiq_shahidam96 🕊️🕊️🕊️ http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c ╚━━━━๑ღ♥ღ๑━━━━╝