کانال شهیدابراهيم هادی ❤️رفیق شهیدم❤️
#سردار_آسمانے_من🕊
خوبان روزگار مسلمان زینبند
دیوانه حسین و پریشان زینبند
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
حتما کنیز و پیرغلامان زینبند
#وفات_حضرت_زینب تسلیت
🖤🖤🖤🖤
@rafiq_shahidam96
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
در خط جهاد همیشه گمنام شدند
با ذکر حسین و زینب آرام شدند
اینان نه فقط مدافعان حرم اند
امروز مدافعان اسلام شدند🌹
*کانالی پر از مطالب شهدایی*
*عضو نشی ضرر کردی*
*رفیق شهیدم ابراهیم هادی*
⤵️⤵️⤵️⤵️
http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c
♥ بسم الله الرحمن الرحیم♥
سلام علیکم یک کانال در ایتا هست به اسم♥{حضࢪت محسن <؏> }♥من از شما می خواهم که کانال مارا همراهی کنید.
حضرت محسن غریب هستند شما کانالش رو غریب نکن
ممنون از لطفتون🙏
برای تعجیل در فرج اقا امام زمان صلوات🗣
❤️ اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم❤️
♥کانال حضرت محسن{؏}♥⇩
https://eitaa.com/joinchat/985137253C626c65009c
.
من زندگی را دوست دارم ولی
نه آنقدر که آلودهاش شوم و
خویشتن را گم و فراموش کنم..!
#شهیدمصطفیچمران
🖤🖤🖤🖤
@rafiq_shahidam96
🖤🖤🖤🖤🖤
https://instagram.com/abalfazleeaam?igshid=1os4le98xis9d
❣﷽❣
📚 #_سـہ –دقیقـہ _در_ قیامت
1⃣ قسمت اول
📖 کتاب سـہ دقیقه تا قیامت
✍🏻 داستان زندگی یک جانباز مدافع حرم هست که طی یک عمل جراحی که داشته به مدت سه دقیقه از دنیا میره
و
سپس با شوک ایجاد شده در اتاق عمل دوباره به زندگی برمی گرده.
☝🏻 اما در همین زمان کوتاه چیزهایی دیده که درک آن برای افراد عادی خیلی سخت هست...
☝🏻البته ایشون در ابتدا به شدت در مورد اینکه ماجراش پخش بشه مقاومت کرده اما در نهایت راضی شده که تا حدی چیزهایی رو تعریف بکنه ....
👈🏻 در ادامه بقیه ماجرا رو از زبان خود این جانباز عزیز می خونیم:⇲⇲
💢پسری بودم که در مسجد و پای منبر منبرها بزرگ شده بودم.
در خانوادهای مذهبی رشد کردم و در پایگاه بسیج یکی از مساجد شهر فعالیت داشتم.
سالهای آخر دفاع مقدس شب و روز ما حضور در مسجد بود.
💢 با اصرار و التماس
و
دعا و نماز به جبهه اعزام شدم.
من در یکی از شهرهای کوچک اصفهان زندگی می کردم.
دوران جبهه خیلی زود تمام شد و حسرت شهادت بر دل من ماند..😔
💢اما دست از تلاش و انجام معنویات بر نمی داشتم و میدانستم که شهدا قبل از جهاد اصغر در جهاد اکبر موفق بودند.
👈🏻 به همین خاطر در نوجوانی تمام همت من این بود که گناه نکنم ...
وقتی به مسجد میرفتم سرم پایین بود که نگاهم با نامحرم برخورد نداشته باشد.
💢یک شب با خدا خلوت کردم و خیلی گریه کردم ... در همان حال و هوای 17 سالگی از خدا خواستم تا من آلوده به این دنیای زشتیها و گناهان نشوم و به حضرت عزرائیل التماس میکردم که جان مرا زودتر بگیرد...!
ادامـہ دارد...
🖤🖤🖤🖤
@rafiq_shahidam96
🖤🖤🖤🖤🖤
https://instagram.com/abalfazleeaam?igshid=1os4le98xis9d