eitaa logo
کانال شهیدابراهيم هادی ❤️رفیق شهیدم❤️
5هزار دنبال‌کننده
25.1هزار عکس
16هزار ویدیو
190 فایل
♡ولٰا تَحْسَبَّنَ الَّذینَ قُتِلوا في سَبیلِ اللِه اَمواتا بَل اَحیٰاعِندَ رَبهِم یُرزقون♡ شہـد شیـرین شـہـٰادت را کسانی مـے چشند کـہ..!! لذت زودگذر گنـٰاه را خریدار نباشند .. 💔 دورهمیم واسہ ڪامل تر شدن🍃 #باشهداتاشهادت ارتباط با خادم کانال👇👇 @Zsh313
مشاهده در ایتا
دانلود
💌 بخشی از وصیت‌نامه شهید تورجی‌زاده 💠زمانی که قدم اول👣 را در این راه برداشتم به نیت لقای خدا و بود 💠امروز بعد از گذشت این مدت شده‌ام که این دنیا🌍 محلی نیست که دلی هوای ماندن در آن را بنماید. 🥀 http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c
کانال شهیدابراهيم هادی ❤️رفیق شهیدم❤️
دفترچه ای داشت که برنامه و کارهایش را داخل آن می نوشت. روزی که خیلی کار برای خدا انجام می داد بیشتر
🌿' اعتدال در نبرد . . . در نبرد با دشمن هیچگاه از حد اعتدال خارج نشد. قواعد نبرد را به خوبی می‌دانست، اما تاثیر آرامش و اخلاق خوب ابراهیم، حتی در اسرای دشمن مشهود بود. چهار اسیر عراقی چند روزی در مقر ما بودند. روزی که قرار شد به عقب منتقل شوند، با گریه از ابراهیم می‌خواستند که اجازه بده در کنار تو باشیم و با صدام بجنگیم! «و در راه خدا، با کسانی که با شما میجنگند، نبرد کنید. و از حد تجاوز نکنید، که خدا متجاوزان را دوست ندارد.» سورھ بقره،۰۹۱۝
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
کانال شهیدابراهيم هادی ❤️رفیق شهیدم❤️
🌱🌱🌱 زندگی نامه طلبه جوان شهید محمد هادی زلفقاری #پسرک_فلافل_فروش قسمت چهل ودوم ساكن نجف ميگفت:
🌱🌱🌱 زندگی نامه طلبه جوان شهید محمد هادی زلفقاری قسمت چهل و سوم البته تفاوت حجاب زنان آن موقع با حالا قابل گفتن نيست! خوب به ياد دارم از زماني که هادي در نجف ساکن شد، به اعمال و رفتارش خيلي دقت ميكرد. شروع كرده بود برخي رياضيات شرعي را انجام ميداد. مراقب بود كه كارهاي مكروه نيز انجام ندهد. وقتي در نجف ساکن بود، بيشتر شب هاي جمعه با ما تماس ميگرفت. اما در ماه هاي آخر خيلي تماسش را کم کرد. عقيده ي من اين است که ايشان ميخواست خود را از تعلقات دنيا جدا کند. شماره تلفن همراه خود را هم عوض کرد. ميخواست دلبستگي به دنيا نداشته باشد. ميگفت شماره را عوض کردم که رفقا تماس نگيرند. ميخواهم از حال و هواي اينجا خارج نشوم. خواهرش ميگفت: هادي براي اينكه ما ناراحت نشويم هيچ وقت نميگفت در نجف سختي کشيده، هميشه طوري براي ما از اوضاعش تعريف ميکرد که انگار هيچ مشکلي ندارد. فقط از لذت حضور در نجف و معنويات آنجا ميگفت. آرزو ميكرد كه روزي همه با هم به نجف برويم. يک بار در خانه از ما پرسيد: چطور بايد ماکاروني درست کنم؟ ما هم يادش داديم. طوري به ما نشان داد که آنجا خيلي راحت است، فقط مانده كه براي دوستان طلب هاش ماكاروني درست كند. شرايطش را به گونه اي توضيح ميداد که خيال ما راحت باشد. هميشه اوضاع درس خواندن و طلبگي اش را در نجف آرام توصيف ميکرد. ادامه دارد... @rafiq_shahidam96
🌱🌱🌱 زندگی نامه طلبه جوان شهید محمد هادی زلفقاری قسمت چهل و چهارم وقتي به تهران ميآمد، آنقدر دلش براي نجف تنگ ميشد و براي بازگشت لحظه شماري ميکرد كه تعجب ميكرديم. فکر هم نميکرديم آنجا شرايط سختي داشته باشد. هادي آنقدر زندگي در نجف را دوست داشت كه ميگفت: بياييد همه برويم آنجا زندگي کنيم. آنجا به آدم آرامش واقعي ميدهد. ميگفت قلب آدم در نجف يک جور ديگر ميشود. بعضي وقتها زنگ ميزد ميگفت حرم هستم، گوشي را نگه ميداشت تا به حضرت علي ع سلام بدهيم. او طوري با ما حرف ميزد که دلواپسي هاي ما برطرف و خيالمان آسوده ميشد. ً اصال فکر نميکرديم شرايط هادي به گونهاي باشد كه سختي بكشد. فکر ميکردم هادي چند سال ديگر ميآيد ايران و ما با يک طلبه با لباس روحانيت مواجه ميشويم، با همان محاسن و لبخند هميشگي اش. ادامه دارد... @rafiq_shahidam96
[ کاری کن ای شهید بعضی وقت ها نمیدانم؛ در گرد و غبار این دنیا چه کنم.💔🕊 مرا جدا کن از زمین، دستم را بگیر... میخواهم در دنیای تو آرام بگیرم... :)🌱🌥 ] ♥️📿 @rafiq_shahidam96
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🎐 | 🏷 در قنوت نماز هایش می‌خواند : اللّٰهم اَخرِج حُب دُنیا مِن قَلبی...! نمی‌خواست ذره ای از دنیا در قلبش باشد..؛ شهید شد..!((:💔
ازشناسایی آمد و خوابید . . .🥀 بچه‌ها چون میدونستن خسته اس، بیدارش نکردن بیدار که شد با ناراحتی گفت: "مگر نگفتم نمازشب بیدارم کنید؟!" آهی کشید وگفت: "افسوس‌که آخرین نماز شبم قضا شد.."😔 فردایش مهدی شهید شد🕊 ‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌