رها ؛
تیر ، چی شد تهش اونی که میگفتی ابدیمه؟
تیر ، یه سرم به ما بزن ، نزار من اینجا تنها ب•ا برم .
رها ؛
شهریور ، متاسفم برات ، ولی اون فقط یه دختر کوچولوئه .
شهریور ، دلم میخواد بزنم تو دهنت باعرض تشکر .
رها ؛
دی ، نیا دی نیا نشود ای دی شروع .
دی ، بیا یه دور آدمای زندگیتو بریزیم زمین بُر بزنیم دستت اصلا خوب نیوفتاده ..
رها ؛
اسفند ، میدونی تا آخرعمرت قراره اخلاق ع•مو تحمل کنی؟!
اره ، همین الان گفتی بهم و آویزون گوشم کردم