خط رهبری
🔰 #بازخوانی | بدترینِ تنبلیها؛ تنبلی در کتاب خواندن
🔹 به کتاب بایستی اهتمام ورزید. اهتمام به #کتاب در واقع قوامش به اهتمام به کتابخوانی است. در جامعه باید #سنت_کتابخوانی رواج پیدا کند. فایدهی سوادآموزی این است. اثر حرکت و نهضتی که در کشورها برای ریشهکن کردن بیسوادی انجام میگیرد، عبارت است از همین، که بتوانند از این مجموعهی عرضهکنندهی فکر و ذوق و استعدادِ دیگران استفاده کنند؛ این بدون کتابخوانی امکانپذیر نیست.
🔸به گمان من یکی از بدترین و پرخسارتترین تنبلیها، #تنبلی در خواندن کتاب است. هرچه هم انسان به این تنبلی میدان بدهد، بیشتر میشود. کتابخوانی باید در جامعه ترویج شود؛ و این کار بر عهدهی همهی دستگاههائی است که در این زمینه مسئولند؛ از مدارس ابتدائی بگیرید - که برنامههائی باید باشد که کودکان ما را از اوان کودکی به خواندن کتاب عادت بدهد؛ خواندن با تدبر، خواندن با تحقیق و تأمل - تا دستگاههای ارتباطجمعی، تا صدا و سیما، تا وسائل تبلیغاتی گوناگون. ۱۳۹۰/۰۴/۲۹
@rahbari_plus
خط رهبری
روایتهایی از کتابخوانی رهبر شهید انقلاب
🔹«من در دوران جوانى زیاد مطالعه مىکردم. غیر از کتابهاى درسى خودمان که مطالعه مىکردم و مىخواندم، کتاب تاریخ، کتاب ادبیات، کتاب شعر و کتاب قصّه و رمان هم مىخواندم. به کتاب قصّه خیلى علاقه داشتم و خیلى از رمانهاى معروف را در دوره نوجوانى خواندم. شعر هم مىخواندم. من با بسیارى از دیوانهاى شعر، در دوره نوجوانى و جوانى آشنا شدم. به کتاب تاریخ علاقه داشتم و چون درس عربى مىخواندم و با زبان عربى آشنا شده بودم، به حدیث هم علاقه داشتم.» ۱۳۷۶/۱۱/۱۴
از کتابکرایهای تا کتابخانه آستان قدس
🔹«نزدیک منزل ما کتابفروشى کوچکى بود که کتاب، کرایه مىداد. من رمان و اینها که مىخواندم، معمولاً از آنجا کرایه مىکردم. آستان قدس هم در مشهد، کتابخانه خیلى خوبى دارد. در دوره اوایل طلبگى - در همان سنین پانزده، شانزده سالگى - به آنجا مراجعه مىکردم. گاهى روزها آنجا مىرفتم و مشغول مطالعه مىشدم؛ صداى اذان با بلندگو پخش مىشد، به قدرى غرق مطالعه بودم که صداى اذان را نمىشنیدم!» ۱۳۷۶/۱۱/۱۴
کتابخوانی در خدمت نهضت فکری
🔹«در دوران مبارزات، کتابهایی را میخواندم به قصد این که ببینیم به درد چه کسی میخورد، یا کجاهایش به درد چه کسانی میخورد و یادداشت میکردم. جوانانی که با من رفت و آمد داشتند - عمدتاً در مشهد، یا در دورهای که مشهد نبودم؛ تبعید بودم - من اسم میدادم که این کتابها را بخوانید؛ این کتابها هم متنوّع بود. الان هم میشود این کار را کرد و مجموعهای را در نظر گرفت.» ۱۳۷۷/۱۱/۱۳
ساعاتی که هرگز هدر نمیرود
🔹«بنده چند جلد قطور از یک عنوان کتاب را در اتوبوس خواندم! البته قضیه مربوط به قبل از انقلاب است که چند روزى براى انجام کارى از مشهد به تهران آمده بودم. وضعیت و فضاى اتوبوسهاى آن روزگار براى ما خیلى آزار دهنده بود و نمىتوانستیم تحمّل کنیم. دلم مىخواست سرم پایین باشد و خواندن کتاب در چنین وضعیتى بهترین کار بود. ساعتى را که به این حالت مىگذراندم احساس نمىکردم ضایع مىشود؛ چون کتاب مىخواندم.» ۱۳۷۵/۰۲/۲۲
🔗شرح کامل این گزارش را از [اینجا](https://farsnews.ir/Rahbari_Plus/1779538345140886603) بخوانید.
@Farsna
📷 #گزارش_تصویری | محفل القائد المعظم، یادبود رهبر شهید امام خامنهای در میدان التحریر بغداد با حضور میزبانان برنامه محفل
@rahbari_plus
🔰 #جستار | *ما دُرد غم کشانیم ما را تو میشناسی*
✍️ زهره صابر
🔸 آقای عزیز، میدانی این روزها به چهچیز دلخوش کردهام؟ اینکه احوال ما بر تو پوشیده نیست. تو خوب میدانی دنیای بیامام چگونه است. خودت طعم فراق و جدایی را چشیدهای. همین آگاهی تو از این حالِ غریب و داغِ عظیم که بر دل ما مانده، مرا کمی - فقط کمی - تسلی میدهد؛ شبیه حال عاشقی که میداند معشوقش از حال او باخبر است و هوای او را دارد. البته رابطهی ما با تو، فراتر از عاشق و معشوق، معلم و شاگرد، مرید و مراد، یا حتی پدر و فرزند بود. تو امام ما بودی؛ بر ما ولایت داشتی و هنوز هم داری. گفته بودم: ریسمان میان قلب امام و مأموم پاره شدنی نیست. تو هنوز با آن دم مسیحایی، بر ارواح مشتاق این مردم #رهبری میکنی. همان دلهایی که میگفتی در دست خداست، حالا میان سرانگشتان سبز تو آرام گرفتهاند. ما سمت درست تاریخ، در کنار تو ایستادهایم. قیامکرده، امیدوار و منتظر!
🔹 این شبها تویی که ما را به خیابان میکشانی؛ تویی که به استقامت فرا خوانده و به صبر دعوتمان میکنی. وقتی شهرآشوب میشویم، تو #شهریار دلآرامِ مایی و مسیر طبیعی پر پیچ و خم به سمت قله را به ما یادآوری میکنی. آتشی که شهادتت در قلبهامان برافروخته، به من ثابت کرد ما به سوی اندوه سقوط نمیکنیم؛ از دل آن صعود میکنیم. مثل آتش زبانه میکشیم به سمت آن بالا. آنچنان که تو به ما آموختی: «عزاداریِ ما، افسردگی و پریشانی و ناامیدی نیست.» ما اسفندِ روی آتش، ققنوس برخاسته از زیر خاکستریم. سوگواریمان ما را اگر زنده نکند چگونه میتوانیم، سر بلند کرده و عالم را با خون سرخ حسین ابن علی و اصحاب آخرالزمانیاش، آشنا کنیم؟ پس این داغِ مهربانِ تو ما را نمیکشد؛ کمر همت به زنده کردنمان بسته است. ما نهتنها پس از تو نمردیم، که زنده مانده و برای زندگی پس از تو برنامهریزی میکنیم. هرچند مقاومت پس از تو، دست کمی از جان دادن ندارد. ببین چقدر خوب جان میدهیم؛ از استقامتمان راضی هستی؟
🔸 با ما همچنان سخن میگویی. «نطق شهدا پس از شهادتشان باز میشود.» مثل آن حلقومی که بریده شد اما هزار و چهارصد سال است همچنان صدای هل من ناصرش را میشنویم. خون تو نیز از ما سؤال میپرسد. مشتِ گرهکردهات با ما حرف میزند. تو هنوز ما را مخاطب قرار میدهی و ما همچنان یک جان ناقابل به شما بدهکاریم. چقدر خوب که ما را میشناسی؛ میدانی که اگر نبود آن امانت سنگین بر روی دوشمان هرآینه در غم از دست دادنت ذوب میشدیم. میدانی و گواهبودنت بر این لحظات جانکاه و طاقتفرسا، تمام دلخوشی این روزهای من است. ممنون که #شهیدانه زیستی و مقام شهادت را برگزیدی!
@rahbari_plus