13.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴برخی کانالها صحبتهای آقای حیدری کاشانی از دیدار اخیر رهبر عزیز انقلاب با اعضای خبرگان را منتشر کردند و ابراز نگرانی کردند و باعث نگرانی مردم عزیز هم شدند.
🔹این کلیپ از صحبتهای حضرت آقا با اعضای خبرگان مربوط به حدودا ۱۵ سال پیش هست، و همینطور که در این کلیپ مشاهده میکنید حضرت آقا در دیدار با اعضای خبرگان همین نکته را فرمودند.
قبلا هم حضرت آقا این مطالب را صریحتر گفته بودند، لذا جای نگرانی بابت این صحبتها نیست.
#خط_رهبر
کانال راه سلیمانی
#حاج_قاسم_سلیمانی
@rahe_solymani
https://eitaa.com/joinchat/315491254C27c6ad2c2b
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴 ویدئویی از تست موتور فوق سنگین ماهوارهبر در سال ۱۳۸۹ توسط شهید طهرانی مقدم
کانال راه سلیمانی
#حاج_قاسم_سلیمانی
@rahe_solymani
https://eitaa.com/joinchat/315491254C27c6ad2c2b
17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 چه زیبا ریزش ها و رویش های آخرالزمان را تحلیل می کند....
💢 خدا رحمت کند، سپهبد حاج قاسم سلیمانی یک نفر، یک نفر، مرزها را، سرحدات را خرق کرد...
کانال راه سلیمانی
#حاج_قاسم_سلیمانی
@rahe_solymani
https://eitaa.com/joinchat/315491254C27c6ad2c2b
63.96M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍سفر از خویش چو کردی همه جا معراج است.
#شهید_علی_منصوری
کانال راه سلیمانی
#حاج_قاسم_سلیمانی
@rahe_solymani
https://eitaa.com/joinchat/315491254C27c6ad2c2b
8.97M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#روایتگری_شهدایی
داستان موتور شهید حاج قاسم و داعش
Mehdi Rasouli - Yekami Harf Bezan.mp3
3.67M
#فاطمیه🏴
#یازهرا
🥀یه کمی حرف بزن علی نمیره
فاطمیه از کدامین غصه باید جان سپرد؟
دردِ حیدر ، داغِ مادر یا غریبیِ حسن .
🎙مهدی رسولی
کانال راه سلیمانی
#حاج_قاسم_سلیمانی
@rahe_solymani
https://eitaa.com/joinchat/315491254C27c6ad2c2b
« بِسمِ اللهِ الرحمنِ الرحیم »
صلوات و سلام خداوند بر ارواح طیبه ی شهیدان
📖روایت « عزیز زیبای من »
📚 کتاب «عزیزِ زیبای من» مستند روایی از روزهای پایانی زندگی شهید حاج قاسم سلیمانی است.
🔹فصل دوم
🔸صفحه: ۴۹،۵٠
✍راوی خانواده محترم شهید سلیمانی
این رابطه عمیق تا بزرگ شدن زینب هم ادامه داشت. در عین وابستگی خیلی هم با هم شوخی داشتند. زینب خیلی سربه سر حاجی می گذاشت. کمتر پیش می آمد که جملات جدی بینشان ردوبدل بشود. همیشه حاضر جوابی می کرد و باعث می شد پدر خنده اش بگیرد. حتی زمانی که کار اشتباهی کرده بود و حاجی می خواست جدی به او تذکر بدهد بازهم چیزی میگفت که حاجی خنده اش می گرفت.
مثلاً تا می آمد حرفی بزند، زینب سریع میگفت:
«حالا شما حرص نخور پوستت خراب میشه اصلاً برای پوستت خوب نیست!»
یا می گفت:«اگه حرص بخوری، چه جوری میخوای جوون بمونی؟!»
حاجی خنده اش می گرفت و می گفت:«دختر تو چقدر سرتقی تو جواب دادن!»
یا می گفت:
«ببین ببین چه جوری داره جواب من رو می ده!»
در کنار این شوخی ها حساسیت های پدر را می شناخت. می دانست حاجی خیلی روی دروغ حساس است. برای همین حتی زمانی هم که می دانست پدر از حرفش ناراحت می شود، باز هم راست می گفت.
بارها خود حاجی به همه گفته بود:
«اگه توی روم وایسین و راستش رو بگین، خیلی برام با ارزش تره تادروغ بشنوم!»
زینب که بزرگ شد، همه جا همراه حاجی می رفت. از لحاظ عاطفی طوری به هم وابسته شده بودند که حاجی هم دوست داشت او را همراه خود ببرد.
زینب هم خیلی دوست داشت از پدر چیزهای بیشتری یاد بگیرد و بیشتر با او که دائم در سفر و مأموریت بود، زندگی کند گریه و بیتابی های زینب برای پدرش آن قدر مادر را ناراحت می کرد که به حاجی التماس می کرد اگر می تواند، زینب را همراه خود ببرد. اما مواقعی هم پیش می آمد که حاجی نمی توانست او را با خودش ببرد.
آن موقع بود که دل دخترش را با نوشتن یک نامه به دست می آورد. برایش نامه می نوشت که وقتی بیدار شد، بخواند و کمتر بی قراری کند. ابتکارات جالبی هم برای به دست آوردن دل دخترش داشت.
ادامه دارد...
کانال راه سلیمانی
#حاج_قاسم_سلیمانی
@rahe_solymani
https://eitaa.com/joinchat/315491254C27c6ad2c2b