مدرسه ما امروز باغ وحش بود جدی
(وی نکه خودش کلاس اتیش نزد)
تیمارِستانی بَرایِ تَخَیُلاتِ یک گُربه
سر درد و معده درد دارم کمککککک
می توووو💔 کمردردم دارم
فکر کن با کلی ذوق و شوق رفتی اخرم نیادددد
دلم برا موهاش تنگ شده بود
(وی فقط موهاشو میبینه😂)
ذوق و بغضم قاطی شده بود نمیدونستم بخندم یا گریه کنممم