یه سری ها روز عروسی چطوری غذا میخورن؟😐
ما شب قبل شام نتونستیم بخوریم
صبحش دیر میشد صبحانه وقت نشد بخوریم 👩🏻🦯
رفتیم آرایشگاه که اونجا هم هیچی ندادن بهمون با اینکه رو پکیج من صبحانه بود 😂
آقای حکیمی هم که تعارف کرده بود 😂😂
تا باغ استرس داشتیم دیر شده
خوراکی ها تو ماشینو نتونستیم بخوریم
از باغ راه افتادیم به سمت تالار هم غذا گرفتیم
ولی بازم اشتها نداشتیم 🥲
شام عروسی هم که همش میخواستیم زودتر بریم پایین👩🏻🦯
گفتیم پک کنن و اونم نخوردیم 😂
هیچ وقت استرس نداشته باشید
من اون روز واقعا سعی کردم بهم خوش بگذره
و هیچی برام مهم نباشه
قرار بود از آرایشگاه ۹:۳۰ خروجم باشه
۱۱:۳۰ اماده بودم
راه رفت با شنل بودم و به شدت اذیت بودم
چون کسی نبود کمکم کنه
ولی هم آقا یاسین سعی کرد استرس نداشته باشم
هم تیم راحمه استرس ندادن بهمون 🥺
باغمون هم جمعه رفتیم تازه دیدیم و رزرو کردیم
خونسردی کاملللللل
فکر نمیکردم به همه لوکیشن های باغ برسیم
ولی با وجود دیر کردنمون
هم به همه قسمت های مراسممون رسیدیم
هم به اتاق عقد 🥲
هم تو همه لوکیشن ها عکس و فیلم گرفتیم
و همش بخاطر نداشتن استرس و خونسرد بودن بود :)
تازه من میخواستم با خانواده ها عکس و فیلم بگیرم
با اینکه دیر رسیدیم بازم به اینم رسیدیم 🥲
راجب لباس خیلی پرسیدید
من با شنل به شدت سختم بود
مزونی که برام لباس رو دوخت
گفتم برام یه کت دوختن هم آستین هاش پوشیده بود
هم از جلو پوشیده میشد و از پشت بسته میشد
همه فکر میکردن جزوی از لباسمه
از دانتل های لباس هم گفتم روش کار شد که مشخص نباشه جدا از لباسه
با وجود تور و تاج و شینیون هم روسری ساتن پوشیدم
و هیچی خراب نشد و یه تافت باهام بود اگه خراب شد بزنم
من به شدت با شنل سختم بود و واقعا از نظرم حجاب نداشت
اینطوری خیلی همه چی بهتر بود :)
امشب خونه مادرشوهر جان پاگشا بودیم حسابی درگیر بودیم از دیشب نمیتونستم چیزی بزارم براتون میدیدن😂