پنجشنبه خونمون هیئت گرفتیم و مادرشوهر جان اومد کمکم :)
با وجود خستگی ها اون دو روز بهترین حال و هوا رو داشت خونمون 🙂
از شب قبل پیاز داغ رو درست کردیم استکان هارو شستم خشک کردم چیدم و همه چیو اماده کردیم اون شب تا صبح از ذوق نتونستم بخوابم 🥹
تا ساعت پنج خونه رو تمیز کردم و ساعت پنج پدرشوهر جان که میخواست بره سرکار رفتم سراغ صبحانه اماده کردن 🌝