از شب قبل پیاز داغ رو درست کردیم استکان هارو شستم خشک کردم چیدم و همه چیو اماده کردیم اون شب تا صبح از ذوق نتونستم بخوابم 🥹
تا ساعت پنج خونه رو تمیز کردم و ساعت پنج پدرشوهر جان که میخواست بره سرکار رفتم سراغ صبحانه اماده کردن 🌝
نزدیکای ساعت شیش نمازمو خوندم و با مادرشوهر صبحانه رو زدیم و رفتیم سراغ بار گذاشتم عدسی 😌