تا ساعت پنج خونه رو تمیز کردم و ساعت پنج پدرشوهر جان که میخواست بره سرکار رفتم سراغ صبحانه اماده کردن 🌝
نزدیکای ساعت شیش نمازمو خوندم و با مادرشوهر صبحانه رو زدیم و رفتیم سراغ بار گذاشتم عدسی 😌
ساعت دو عدسی اماده شد و شروع کردیم ظرف کردن تا ساعت سه که مهمون ها بیان برای هیئت🥹