ولی تنها بودن اصلا خوب نبود هی میرفتیم خونه خانواده ها میومدیم خونه خودمون باز حوصلمون سر میرفت 😂
فیلمامون ته کشید دیگه👩🏻🦯🌝
دلم حسابی براتون تنگ شده بود
برای حرف زدن باهاتون برای درد و دل کردناتون برای شنیدن حرفاتون برای دیدن ذوقاتون 🥹❤️
از خونشون که داشتیم برمیگشتیم رفتیم کرج که برای اخر شب بریم خونمون چون اوضاع جالب نبود و ساعت بدی میرسیدیم تو محل
دیگه همون شب نتا قطع شد و اقا یاسین هم کرونا گرفت افتاد حالش به شدت ترکید و چهار روز خونه مادرشوهر جان بودیم👩🏻🦯
دیگه اون چند روز من به کار های مورد علاقه ای که قرار بود اومدم خونه خودم انجام بدم رسیدم 🤭😂
رفتم وسایل ترشی گرفتم ترشی گوجه درست کردیم
لبو گرفتم خشک کردم پودر لبو درست کردم سرم حسابی گرم بود 🤌🏻😂