چند روز پیش مهمون داشتم و هدا هم یادش افتاده بود تولد بگیره پیرمون کرد😂
رفتم خونشون میگه بادکنک هام آماده نیست اسنک هارو درست نکردم ...
دیگه منم سر ساعت همه چیو آماده کردم پیراشکی هم براش درست کردم و همه چی باب سلیقه اش پیش رفت
کادوش هم که هنوز نگرفته بودیم
دیگه گفتم آقا یاسین دوتا شاخه ست با تمش بیاره عکساش قشنگ بشن🥺🥺
همیشه میگم ظرف ها زیاد نیست خودم میشورم بعد ابچکون کوچیک باعث میشه پشیمون شم 😂😂
ولی یه وقتایی کاری نداشته باشم خودم میشورم همرو ذهنم آروم میشه👩🏻🦯
دوستانی که تازه ازدواج کردید در چه حالیددد
ما همش تو خونه حوصلمون سر میرههه
از صبح تا بعد از ظهر که آقا یاسین سرکاره من تنهام میاد خونه هم دوتایی باهم تنهاییم شماهم این مشکلو دارید؟😂😂
پاشید بریم بیروننن😂👩🏻🦯
معجزه؟
ما هر لحظه داریم احساسش میکنیم 🙂
امشب از شدت تنهایی واقعا کلافه شده بودیم و دوباره رفتیم همون جای همیشگی
دوتا زوج دیدم نشستن چایی آوردن دور هم
با خودم گفتم چقدر چایی تو این هوا میچسبید همیشه من میآوردم به بقیه میدادم نمیشه امشب که ما حالمون خوب نیست یکی با چایی مارو خوشحال کنه
بعد یک ساعت از در اومدیم بیرون رفیقامونو با فلاکس چایی دیدیم نشستیم دور هم
حال جفتمون خوب شد:)
آره خدا حواسش به همه چی هست ماییم که حواسمون نیست🙂