رَحــــنور🌱
چند روز خونه مادرشوهرجان بودیم و یه شب با انفجار ها برقا قطع شد دیگه اومدیم سمت یزد خونه پدر بزرگ اق
امسال اولین عیدی بود که خونه خودمون بودیم و بعدش قرار بود اولین سالی باشه که باهم میایم یزد ولی هیچی خوب پیش نرفت ...
ذوق اولین هفت سین کلا رفت
لباس عید تازه عروس خریدن...
عید یزد اومدن
همیشه همه چی باب میل ما پیش نمیره
و باید باهاش کنار اومد :)
یکیتون بهم پیام داد گفت یک ماهه تازه عروسی کردم اصلا از وسیله هام و خونم نشده استفاده ای کنم
میدونم خیلی هاتون تو این وضعیتید :)
اولینا همیشه موندگاره
اولین عید
اولین هفت سین خونه خودتون
اولین ماه رمضون
اولین افطاری ها
منم خیلی چیزارو از دست دادم
ولی یه سری وقتا
یه سری چیزا باعث میشه قدر بدونیم :)
اشکال نداره اینطوری شد
به این فکر کنید که سال دیگه استفاده میکنید
سال دیگه قدر میدونیم
از افطاری هامون لذت میبریم
مهمونی میدیم
ذوق هفت سین داریم
ذوقش برمیگرده :)))