14.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روزی که رفتیم خونه خودمون چمدون برداریم برای رفتن به مشهد خیلی سخت بود :)
چون هیچی مشخص نبود و هر اتفاقی ممکن بود بیوفته...
همه چی رو سپردیم به خدا و رفتیم 🙂
رسیدیم به قشنگ ترین شبایی که منتظرش بودیم ...
امسال با بقیه سال ها فرق میکنه:)
امسال اولین سالی که محرم کنار همیم
داریم تو لحظه هایی زندگی میکنیم که پارسال با فکر کردن بهش دلمونو آروم میکردیم :)
لحظه هایی که آرزو بود برامون 🙂
پ.ن: قشنگیش به اینه با آدمی زندگیتو شروع کنی که پایه هیئت باشه و زودتر از خودت منتظر محرم باشه 🥺
فقط مذهبی ها میدونن پایه بودن برای از این هیئت به اون هیئت رفتن و اهمیت نداشتن ساعت یکی از ملاک های زندگی 😌👌
حسنایی که یکی از دغدغه هاش صحبت و خوب کردن حال همسن و سالای خودش بود...
امشب اینجا بودیم و حال و هوای خیلی خوبی داشت 🥺🥺