eitaa logo
رَحــــنور🌱
6.2هزار دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
196 ویدیو
8 فایل
اینجا قراره زندگی واقعی رو باهاتون به اشتراک بزاریم😌🥲 . لطفا کپی نکنید وقتی میشه فروارد کرد🙂 . تبلیغات 🤍 @rahnourt . حرفی ، سخنی بود من اینجام 😁👇🏻 @Hosnaalef حسیبا برای اصالت و حال خوب خونه هاتون :)❤️ @hasibareal ..
مشاهده در ایتا
دانلود
خورشید جایش را به ماه میدهد روز به شب آفتاب به مهتاب ولی مهر خدا همچنان با شدت میتابد قلب هاتون پر از نور و لطف خدا شبتون_نورانی
سلاممم😂😂😂
سلام 😂😂 حال شوما؟😂😂😂 امروز هشت صبح بیدار شدیم رفتیم بانک و چون چندتا بانک رفتیم واقعا نابود شدیم 😂😂 دیگه اومدیم فقط خوابیدیم 👩🏻‍🦯 تا پنج بعد از ظهر 😂
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ساعت پنج هم که قشنگ فشارامون افتاده بود و پاشدم چایی گذاشتم تازه روزمونو شروع کنیم👩🏻‍🦯🌚
بیشتر حکم صبحانه داشت تا عصرونه 😂
پارت چند بودیم؟👩🏻‍🦯👩🏻‍🦯👩🏻‍🦯🌚
رَحــــنور🌱
پارت چند بودیم؟👩🏻‍🦯👩🏻‍🦯👩🏻‍🦯🌚
اگه دعوام نکنید براتون پارت جدید میزارم 😂😂
رَحــــنور🌱
#داستان_آشنایی : #پارت_ششم 🌚 آقا یاسین متوجه همه چی شده بود میدونست من از اون رفاقت ضربه خوردم
: 🌚 من اون رفاقت رو تموم کردم .. چون میدونستم سرم گرمه و کسی که کمکم کرد رفاقت رو تموم کنم قراره کمکم کنه پیجمو بیارم بالا ... و سرم گرمه... ولی :))))) واقعا بی معرفت بود :)))) بزارید از اینجا بگم ... اون موقع هنوز ریلز نیومده بود که بشه آمار پیج ها و درست کرد راحت اکسپلور گرفت .. و همه شروع کرده بودن پیج هاشونو بستن و از صفر شروع کردن برای آمار خوب ... و من پیجم تازه ده کا شده بود و به شدت میترسیدم از اینکه پیجم و بخوام ببندم از اول شروع کنم 👩🏻‍🦯 یه بنده خدایی که ادمین پیج بنده تشریف داشت و کلا دوست داشت منو از ترس هام دور کنه 😐 تا فهمیدم من از بستن پیج میترسم بعد چند روز اومد گفت یه خبر بد دارم باید پیج از صفر بزنی 🌚 بعد برای اینکه قبول کنم گفت تا ده کا شدنت هستم و میمونم پیج جدیدتونو میاریم بالا منم سادهه گفتم خب بلده دیگه کمک میکنه😕 من پیج جدید زدم و از صفر شروع کردم پیج ده کایی رو بستم پیج جدید زدم و از پیج قبلیم کلا یک کا جذب داشت.. یکی دو روز اول اوکی بود همه چی سناریو داد پست گذاشتم استوری گذاشتم منم امیدوار و پر انرژی ... ولی همون موقع بود که واقعا بی معرفتی کرد :) زد زیر همه چی ... این قسمت داستان هم غمگینه هم خنده دار😂😂 بعد چند روز فعالیت تو پیج جدید اومد پیام داد من دیگه نمیتونم کمک کنم حقوق هم نمیخوام کلا نمبخوام ادمینی رو ادامه بدم شماعم الکی خودتو پاسوز من نکن من هیچی بلد نیستم اشتباهم کردم گفتم پیجتو پاک کنی ببخشید من هی گفتم بابا تو به من گفتی پیج میزنم هستم تا ده کا شدنتتت الان چرا یهو زدی زیرش 😐 (اشتباه از خودم بود به عنوان کارفرما باید قرار داد می‌نوشتم یه کاره نزنه زیرش😂) آقا اومد گفت من سرطان معده گرفتم الکی پاسوز من نشو خدافظ 😐😐😐 هی من سوال پرسیدم دلیل خواستم فقط چرت و پرت گفت من ناراحت بشم و کلا ول کنم برم 😂 آخه قبلا هم این حرکتو زده بود و این سومین باری بود که می‌رفت ... نمیدونم بالاتر گفتم یا نه یه بار اومد یه کاره پیام داد فکر نمی‌کردم بری پشت سرم اینطوری بگی و خیلی بی معرفتی هی من گفتم چه غلطی کردم چی گفتم 😐 گفت هیچی با خدا بستم دیگه و شیک و مجلسی کلا ول کرد رفت 😂 بعد یک هفته که پیام داد گفت اونطوری گفتم که از چشمت بیوفتم 😂😂 و از اونجایی که طبق سابقه درخشانش من میدونستم داستان چیه اون روز هم هرچی دلش خواست گفت و پیچید بهم و دید جواب نیست آخرین تلاششو کرد که منو عصبی کنه و من درجا بلاکش کردم و برای همیشه همه چی تموم شد🙂 برای همیشه .... کلا رفت و دیگه هیچ ارتباطی نبود منم هیچ خبری نداشتم این آدم موند گوشه دلمو و دیگه حتی نخواستم فکری کنم راجبش چون دیگه کلافه شده بودم از این وضعیت این آدم اول منو گذاشت تو عمل انجام شده که رفیقمو از زندگیم حذف کنم بعد منو با ترسم مواجه کرد و کلا پیجمو از صفر شروع کردم زد زیر قولشو پیج بالا نکشیده برای همیشه ول کرد رفت 🙂 شاید اون موقع بدترین آدم روی زمین بود ولی الان دلم میخواد بمیرم برای اون دورانی که رفته بود و می‌دونم چی بهش گذشت 🙂
رَحــــنور🌱
#داستان_آشنایی: #پارت_هفتم 🌚 من اون رفاقت رو تموم کردم .. چون میدونستم سرم گرمه و کسی که کمکم کر
پارت هفتم یکم دارک شد همه چی 😂😂😂 الان اذیتم میکنه میگم تو مگه سرطان نداشتی چرا اومدی منو گرفتی 😐😐😐
اینا همه بستگی به خودتون و سلیقتون داره ی سری ها جهاز دیدن دارن که کلا داستان فرق میکنه