یعنی نمیدونید بعد از ظهر فقط میخواستم برسیم خونه
با اینکه از صبح ذوق داشتم برم خرید
ولی اونقدر الکی خسته بودم و حالم افتضاح بود که ترجیح دادم فقط برسیم خونه
نمیدونم بخاطر گرما بود؟😐
جفتمون یهو سر درد گرفتیم چشمامون به شدت میسوخت و درد میکرد و کلا نابود بودیم
اصلا نمیدونید چه حالی داشتیم 😐
جناب حکیمی میگفت یه چیزی تو غذا بوده 😂
فکر کنم تنها جمله ای که این روزا بابامو خوشحال میکنه اینه:
جهیزیه تموم شد همه چیشو خریدیم 👩🏻🦯😂
ولی خب تموم نمیشه متاسفانههه😂😂😂
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای چیدن خونه خیلی ذوق داشتیم
ولی از اون بیشتر ذوق تابلو کالیگرافی رو داشتم که ماه ها پیش انتخابش کرده بودم 🥹
روزی که رسید شبش تا ساعت دو داشتیم خونه رو میچیدیم
فقط بخاطر اینکه تابلو رو تو ویدیو باز کنم 🤭🥹
یعنی هرچقدر از قشنگیش بگم کم گفتم
از اون شب من و آقا یاسین فقط میریم میایم
میگیم خیلی قشنگ شدهههه 🥹🥹
خیلی نازهههه
دقیقا همونی که میخواستیم 🥺
دقیقا همون تناژ رنگی بود که میخواستم 🥲
من عکس کوسن مبل هارو فرستادم برای زهرا
همه چیو سپردم به خودش
و این چیزی بود که تحویلم داد🥹🥹
@zahra_calligraphy_
@zahra_calligraphy_
ظریف و تمیز کار شده و خیلی شیک میکنه خونه رو به نظرم وجودش تو هر خونه ای لازمه چون قشنگ روح میده به خونه 🥺
من ایت الکرسی گرفتم و شما هرچیزی که دوست داشته باشید میتونید بگیرید 🥰
راستی از طرف پیج من سفارش بدید ۲۰ درصد تخفیف دارید 🥺😍
این دختر منو شرمنده کرد با این تابلو🥲😍
@zahra_calligraphy_
@zahra_calligraphy_
اون لحظه که جناب حکیمی خوابید رو مبل تا راحتیشو تست کنه یه اخیش از ته دل بعد این همه سختی بود :)))
رَحــــنور🌱
برای چیدن خونه خیلی ذوق داشتیم ولی از اون بیشتر ذوق تابلو کالیگرافی رو داشتم که ماه ها پیش انتخابش
آیدی که گذاشتم برای اینستاست🥰