از صبح واقعا ترکیده بودم از یه جایی به بعد ترجیح دادم فقط بخوابم 😂😂😂
آخه برق نداشتیم
بعد برق اومد آنتن نبود
بعد کلی پروژه مونده بود
تلگرام و هیچی وصل نمیشد
واقعا عصبی شدم
فقط خوابیدم
تا آقای حکیمی بیاد
اومد تا الان داشتیم کار میکردیم
الان یک ساعته افتادم به جون خونه
همه جا خاک گرفته همه جا 😐😐😐
نمیدونید چقدر خاکش زیاده😐😐😐
کل میزا میز تلویزیون همه جارو چند بار دستمال کشیدم
به آقا یاسین گفتم اگه فکر کردی چون جهیزیه است دوسال اول خونه تکونی نداریم سخت در اشتباهی
اسفند خونه تکونیمون شروع میشه 😂😂