دیروز یه دور رفتیم تهران
کارت چند نفر دیگه رو دادیم
یه سری چیزارو که مونده بود گرفتیم
کفش هم که پیدا نکردیم
برگشتیم کرج که امروز بریم قراردادمونو از تیم عکاسی بگیریم
بریم باغ رو رزرو کنیم 👩🏻🦯
رَحــــنور🌱
دیروز یه دور رفتیم تهران کارت چند نفر دیگه رو دادیم یه سری چیزارو که مونده بود گرفتیم کفش هم که پ
ولی خب از اونجایی که مهمون از شهر دیگه قراره بیاد این وسط خانواده ها هم دارن به خونه ها میرسن و حسابی کمک میخوان🥲
رَحــــنور🌱
دیروز یه دور رفتیم تهران کارت چند نفر دیگه رو دادیم یه سری چیزارو که مونده بود گرفتیم کفش هم که پ
نمیدونم چرا کارت ها تمومی ندارعهه😐
هنوز کلی کارت مونده دستمون و تحویل ندادیممم🥲
چند وقت پیش از ذوق من دستم خورد عینک آقا یاسین افتاد الکی الکی شکست😐😂
هرچقدر خواستیم برای همون شیشه ها فریم پیدا کنیم نشد و چون نزدیک عروسی بود نمیشد هر فریمی بگیریم
عینک قدیمیش رو زده بود تاحالا
و چشم درد و سر درد های بدی داشت ولی خب همش وقت نمیشد بریم سفارش بدیم
از اونرو میومدیم آنلاین سفارش بدیم چشم پزشک پیدا نمیکردیم بریم نسخه بگیریم 🥲
دیشب یه جا سمت خیابون جمهوری پیدا کردم که بورس عینک بود و قیمت هاش مناسب بود
تو همه شلوغی ها هرجوری شد خودمونو رسوندیم
داشتیم میرفتیم آقا یاسین گفت الان نسخه نداریم
گفتم بیا بریم حالا
رفتیم دیدیم به ساختمونه فقط چشم پزشک داره
همونجا هم فریم داشتن و سفارش میگرفتن و همون موقع تحویل میدادن
یعنی اونقدر ذوق کردم که حد نداشت 😂
این روزای ما اینطوری که ۱۲ شب تازه میرسیم خونه خانواده ها
تا سه و چهار صبح داریم کارایی که میشه انلاین انجام داد و چیزایی که باید بپرسیم و میپرسیم
دروغ نخوام بگم از دیروز استرس هام شروع شده😂