eitaa logo
‹رَهسان›
251 دنبال‌کننده
345 عکس
22 ویدیو
0 فایل
رَهسان؛ برگرفته شده از عبارتِ "روایت هویت سرخِ اهالی نور" . محفلِ کوچکی برای گفـتن و شنیدن از احوالات شهدا..♥️ . پُستچیِ کانال: @rahsaan_ad کانال رسمی واحد خادم الشهدا تشکل دخترانه حسیبا
مشاهده در ایتا
دانلود
فرمانده گفت: پاسپورتت صادر نمی‌شه! "مصطفی گفت: من راهش رو بلدم." سید مصطفی موسوی اهل شعار نبود ؛ اون فقط می‌خواست راهش رو پیدا کنه. بیست سالش بود، اما جوری زندگی کرد که انگار تمامِ تجربه‌ی دنیا رو توی قلبش داشت🤍 کتاب بیست سال و سه روز، روایتِ جوان ترین شهید مدافع حرم که در اوج خوشی تصمیم می‌گیره از مسیرِ معمولی جدا بشه و بره سمتِ چیزی که واقعاً برازنده‌شه. این کتاب، نقشه‌ی راه برای اوناییه که می‌پرسن: چطور می‌شه توی این دنیا بود، زندگی کرد اما آلوده به دنیا نشد؟🕊☁️📖 ✨ ویژه دهه محرم: به مناسبت ایام عزای سیدالشهدا، این کتاب را با ۵۰٪ تخفیف تهیه کنید. 💳 قیمت نهایی: فقط ۸۰ هزار تومان! ⚠️ نکته مهم: - ارسال فعلاً فقط برای شهر شیراز انجام می‌شود. - تعداد بسیار محدود است و اولویت با کسانی است که زودتر ثبت سفارش کنند. - تمام سود حاصل از فروش این کتاب، صرف امور فرهنگی و ترویج فرهنگ شهدا می‌شود. جهت ثبت سفارش و هماهنگی ارسال، به آیدی زیر پیام بدید📞: @rahsaan_ad •|| @rahsaan 🕯ـ
پادکست.mp3
زمان: حجم: 4.3M
🎧 یک تجربه‌ی صوتیِ کاملاً متفاوت.. اگر فکر می‌کردید فقط با خواندن می‌توان با کتاب ارتباط گرفت، این پادکست نظرتان را عوض می‌کند.🌱 وقتی کلمات، با موسیقی و صدا هم‌نفس می‌شوند ؛ تصور کنید در خلوتِ خودتان هستید، چشم‌هایتان را بندید و اجازه دهید این صدا، شما را به اعماقِ معنا ببرد. این پادکست، هدیه‌ی ما به تمامِ کسانی است که به دنبالِ معنا در کلمات هستند؛♥️ همسفر شدن با این کتاب: برای ثبت سفارش «کتاب بیست سال و سه روز» با ۵۰ درصد تخفیف، به آیدی ادمین پیام دهید: @rahsaan_ad 🎧 کاری از واحد روایتگری حسیبا🎙 •|| @rahsaan 🕯ـ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بندگی مثل بندگی امام حسین(؏). زندگی کردن امام حسین(؏) عین بندگی بود. اگه مثل اونا نمی تونیم باشیم؛حداقل به قول امام حسین(؏)که گفتن:«اگر دین ندارید، آزاده باشید.» عمل کنیم.🌱 "شهید سید مصطفے موسوے" 🌙✨
در حوالیِ دلتنگی، مهمانِ گلزار شهدا بودیم. غبار از مزارشان گرفتیم، اما گویی غبار از دلِ خودمان تکاندیم؛ در عطرِ پیچیده میان مزارها، دست بر سینه گذاشتیم و زمزمه کردیم: السلام علیک یا اباعبدالله…♥️ و چه قراری شیرین‌تر از این؟ عهد بستیم که هر که از میان ما، هفته‌ی دیگر این زمان، زائرِ کربلا بود، نایب‌الزیاره‌ی شهیدی باشد که بالای سرش ایستاده است.✨ رفیقِ شهیدم! ما تو را در غبارِ این گلزار یافتیم، تو ما را در حریمِ یار یاد کن..🌱 •|| @rahsaan 🕯ـ