رامونا .
چجوری همهٔ خانومیا انقدر tea هستن؟! فقط منم که مثل بیسکوییتمادر له شده تو شیر اَم؟!
ولی بیسکوییت مادرِ له شده تو شیر یکی از محبوب ترین خوراکی هایِ دورانِ بچگیم بود ؛
و واقعا ¹⁰⁰/¹⁰⁰ >>
سر به زیر ، وارد شدم .
به استقبالم آمدی .
خودت دست گذاشتی زیر چانهام ..
سرم را بالا آوردی
و خط نگاهم را مماس کردی
با نگاهِ خودت .
تا زبان به پوزش باز کردم
تو آغوشت را برای گشودی
میان حرفم دویدی
انگار هیچ خطایی سر نزده از من .
لبخندت حکایت از محبت داشت .
خبری از کینه نبود .
نگاه مهربانت
آب بود روی آتش اضطرابم .
چنان بودی
که گویی من و خطا
پیش از آمدنم
حتی یک بار به هم برنخوردهایم .
من خودم را به نام تو
مشهور کردم در میان مردم
و چوبِ اشتباهاتِ من
خورد به تو .
عذر میخواهم آقا !
مرا ببخش .