Random shit
اول هوس و شیطنتی پر هیجان بود، نوعی طپشِ قلب، شبیهِ ضربان بود! کم کم همهی دغدغهام دیدن او شد انگا
خیلی قشنگ بود
اگر راویش خانم بود قشنگ میشد داستان بامداد خمار
Random shit
تیرین دمت گرم واقعا دمت گرم خیلی مردی بخدا
من ندیدم ولی تیرین کدوم بود
هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
جمنای ، تو لیاقتِ عشق رو داری. و دوستداشته شدن.
هدایت شده از آیـرِن✧
یکی از بهترین حسهای دنیا، اینه که دوستات با دیدن کتاب و کتابفروشی یادت بیفتن.